فرمایشات مقام معظم رهبری در بهمن ماه ۱۳۹۰

پیام تسلیت در پی در گذشت پدر فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار سرتیپ جناب آقای علی فدوی

درگذشت پدر بزرگوارتان را به جنابعالی و سایر بازماندگان محترم تسلیت می‌گویم و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی را از پروردگار متعال مسألت می‌نمایم.

سیدعلی خامنه‌ای

۶ /بهمن/ ۱۳۹۰

…………………………………………………………………………………..

پیام تسلیت در پی درگذشت فرزند آیت الله شهید دستغیب

بسم الله الرحمن الرحیم

خاندان معظم و مکرم دستغیب دامت توفیقاتهم

درگذشت جناب حجت‌الاسلام آقای سیدمحمدهاشم دستغیب فرزندِ گرامی مرحوم آیت‌الله شهید دستغیب را که خود پدر شهید نیز بودند، به آن خاندان مکرم به خصوص همسر و آقازادگان محترم ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

خدمات علمی و انقلابی آن مرحوم در شیراز از ذخایر معنوی ایشان در نزد خداوند متعال است. انشاءالله

از خداوند متعال رحمت و مغفرت واسعه را برای آن مرحوم مسألت می‌کنم.

سیّدعلی خامنه‌ای

۱۰ /بهمن/ ۱۳۹۰

……………………………………………………….

 بیانات در دیدار شرکت کنندگان در اجلاس جهانی (جوانان و بیداری اسلامی) ۱۳۹۰/۱۱/۱۰

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّد المرسلین و سیّد الخلق اجمعین سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الطّیّبین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین.

خوشامد عرض میکنم به همه‌ى شما میهمانان عزیز، جوانان عزیز، حاملان بشارتهاى بزرگ براى آینده‌ى امت اسلامى. هر کدام از شما، حامل یک بشارت بزرگ هستید. وقتى جوان در یک کشورى بیدار شد، امید به بیدارى‌هاى عمومى در آن کشور افزایش پیدا میکند. امروز جوانهاى ما در سرتاسر جهان اسلام بیدار شده‌اند. این همه دام مقابل پاى جوانها قرار داده شده، اما جوان مسلمان و غیور و بلندهمت، از این گرفتارى‌ها خودش را نجات داده. شما مى‌بینید در تونس، در مصر، در لیبى، در یمن، در بحرین چه اتفاق افتاد؛ در بقیه‌ى کشورهاى اسلامى چه حرکتى به وجود آمده. اینها همه بشارت است.

آنچه که من به شما جوانان عزیز و فرزندان خودم عرض میکنم، این است که بدانید امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخى است. دوران جدیدى در همه‌ى عالم دارد آغاز میشود. نشانه‌ى بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لایزال الهى و تکیه‌ى به وحى. بشریت از مکاتب و ایدئولوژى‌هاى مادى عبور کرده است. امروز نه مارکسیسم جاذبه دارد، نه لیبرال‌دموکراسى غرب جاذبه دارد – مى‌بینید در مهد لیبرال‌دموکراسى غرب، در آمریکا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف میکنند به شکست – نه ناسیونالیستهاى سکولار جاذبه‌اى دارند. امروز در میان امت اسلامى، بیشترین جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مکتب وحى؛ که خداى متعال وعده داده است که مکتب الهى و وحى الهى و اسلام عزیز میتواند بشر را سعادتمند کند. این یک پدیده‌ى بسیار مبارک و بسیار مهم و پرمعنائى است.

امروز در کشورهاى اسلامى علیه دیکتاتورى‌هاى وابسته قیام شده است؛ این مقدمه‌اى است براى قیام علیه دیکتاتورى جهانى و دیکتاتورى بین‌المللى، که عبارت است از دیکتاتورى شبکه‌ى فاسد و خبیث صهیونیستى و قدرتهاى استکبارى. امروز استبداد بین‌المللى و دیکتاتورى بین‌المللى متجسم است در دیکتاتورى آمریکا و پیروان آمریکا و شبکه‌ى شیطانى و خطرناک صهیونیستى. امروز اینها با روشهاى مختلف و با ابزارهاى گوناگون در همه‌ى دنیا دارند دیکتاتورى میکنند. آنچه شما در مصر انجام دادید، در تونس انجام دادید، در لیبى انجام دادید، در یمن دارید انجام میدهید، در بحرین دارید انجام میدهید، در کشورهاى دیگر انگیزه‌ى آن بشدت به وجود آمده است، جزئى از مبارزه‌ى با این دیکتاتورى خطرناک و مضرى است که دو قرن است دارد بشریت را فشار میدهد. این پیچ تاریخى‌اى که گفتم، عبارت است از تحول از سیطره‌ى چنین دیکتاتورى‌اى به آزادى ملتها و حاکمیت ارزشهاى معنوى و الهى؛ این پیش خواهد آمد؛ استبعاد نکنید.

این وعده‌ى الهى است که: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره».(۱) خداى متعال تأکید میکند که اگر او را نصرت کردید، شما را نصرت خواهد کرد. ممکن است در نگاه عادى و مبتنى بر محاسبات مادى، بعید به نظر بیاید؛ اما خیلى از چیزها بعید به نظر مى‌آمد و اتفاق افتاد. شما در یک سال و دو سه ماه قبل از این آیا فکر میکردید که طاغوت مصر اینجور ذلیل شود و از بین برود؟ اگر آن روز به کسانى گفته میشد که رژیم وابسته‌ى فاسدِ مبارک ساقط خواهد شد، بسیارى استبعاد میکردند؛ اما اتفاق افتاد. اگر کسى دو سال قبل از این ادعا میکرد که در شمال آفریقا این حوادث عجیب به وقوع خواهد پیوست، اکثر باور نمیکردند. اگر کسى میگفت که در کشورى مثل لبنان، یک گروه جوانِ مؤمن خواهند توانست رژیم صهیونیستى و ارتش مجهز صهیونیستى را شکست بدهند، کسى باور نمیکرد؛ اما اینها اتفاق افتاد. اگر کسى میگفت که نظام جمهورى اسلامى با این همه دشمنى که از شرق و غرب علیه او اعمال میشد، خواهد توانست سى و دو سال مقاومت کند و روزبه‌روز قوى‌تر شود و جلوتر برود، کسى باور نمیکرد؛ اما اتفاق افتاد. «وعدکم اللَّه مغانم کثیرة تأخذونها فعجّل لکم هذه و کفّ ایدى النّاس عنکم و لتکون ءایة للمؤمنین و یهدیکم صراطا مستقیما».(۲) این پیروزى‌ها آیت الهى است؛ اینها نشانه‌هائى از قدرت فائقه‌ى حق است که خداى متعال دارد به ما نشان میدهد. آن وقتى که مردم به میدان بیایند، آن وقتى که ما موجودى خودمان را وارد میدان کنیم، نصرت الهى قطعى است. خداى متعال راه را هم به ما نشان میدهد؛ «والّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا».(۳) خدا، هم هدایت میکند، هم کمک میکند، هم به اهداف عالى میرساند؛ شرطش این است که ما در میدان باشیم.

آنچه تا امروز پیش آمده است، بسیار بزرگ است. دویست سال غربى‌ها با کمک پیشرفتهاى علمىِ خودشان بر امت اسلامى حکمرانى کردند؛ کشورهاى اسلامى را تصرف کردند؛ بعضى را مستقیماً، بعضى را غیرمستقیم به کمک دیکتاتورهاى محلى. انگلیس، فرانسه و در منتهاى کار، آمریکا – که شیطان بزرگ است – بر امت اسلامى تسلط پیدا کردند. هرچه توانستند، امت اسلامى را تحقیر کردند؛ غده‌ى سرطانى صهیونیسم را در قلب خاورمیانه – این منطقه‌ى حساس – کاشتند و او را از همه جهت تقویت کردند و مطمئن بودند که مقاصد و سیاستهاشان در این منطقه‌ى بسیار مهم عالم تأمین شده است. اما همت ایمانى، همت اسلامى، حضور مردمى، همه‌ى این خوابهاى باطل را از بین برد؛ همه‌ى این اهداف را متوقف کرد.

امروز استکبار جهانى در مقابل بیدارى اسلامى احساس ناتوانى میکند. شما غالبید، شما پیروزید، آینده مال شماست. کارى که انجام گرفته است، کار بسیار بزرگى است؛ اما این پایان کار نیست – مهم این است – این شروع است، این آغاز است. ملتهاى مسلمان باید مجاهدت را ادامه بدهند تا بتوانند دشمن را از میدانهاى گوناگون ازاله کنند.

مبارزه، مبارزه‌ى همتها و عزمها و اراده‌هاست. هر طرف اراده‌ى قوى‌ترى داشته باشد، او غالب است. آن کسى که دلش متکى به خداى متعال است، او غالب است. «ان ینصرکم اللَّه فلا غالب لکم»؛(۴) اگر نصرت خدائى را به دست بیاورید، هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد؛ شما پیش خواهید رفت. ما میخواهیم ملتهاى مسلمان که تشکیل‌دهنده‌ى امت بزرگ اسلامى‌اند، آزاد باشند، مستقل باشند، عزیز باشند، تحقیر نشوند؛ با احکام مترقى و متعالى اسلام، زندگى خودشان را سامان بدهند؛ و اسلام میتواند. در طول سالیان دراز، ما را از لحاظ علمى عقب نگه داشتند؛ فرهنگ ما را پامال کردند، استقلال ما را از بین بردند. امروز ما بیدار شده‌ایم. ما میدانهاى علم را هم یکى پس از دیگرى تصرف خواهیم کرد.

وقتى جمهورى اسلامى در سى سال قبل تشکیل شد، دشمنان میگفتند انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، اما قادر نیست میدانهاى زندگى را یکى پس از دیگرى مدیریت کند، و عقب خواهد نشست. امروز جوانان ما به برکت اسلام توانسته‌اند کارهاى بزرگى را در عرصه‌ى علم انجام بدهند که در گذشته هرگز به فکر خود آنها هم نمیرسید. امروز به برکت توکل به خداى متعال، جوان ایرانى کارهاى بزرگ علمى را انجام میدهد: اورانیوم را غنى‌سازى میکند، سلولهاى بنیادى را تولید میکند و پرورش میدهد، در زیست‌فناورى قدمهاى بلند برمیدارد، به فضا دست مى‌اندازد؛ همه به برکت توکل به خداى متعال و با شعار «اللَّه‌اکبر». …(۵)

ما توانائى‌هاى خودمان را دست‌کم نگیریم. از بزرگترین آفتهائى که فرهنگ غربى بر کشورهاى اسلامى وارد کرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: یکى تلقین و تزریق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند که از شما کارى برنمى‌آید؛ نه در میدان سیاست، نه در میدان اقتصاد، نه در میدان علم؛ گفتند شما ضعیف هستید. ما کشورهاى اسلامى ده‌ها سالِ طولانى در این باور غلط باقى ماندیم و عقب ماندیم. تلقین دوم و باور دومى که به ما تزریق کردند، بى‌نهایت بودن و غیر قابل شکست بودن قدرت دشمنان ماست. اینجور تفهیم کردند که آمریکا را که نمیشود شکست داد، غرب را که نمیشود به عقب‌نشینى وادار کرد؛ مجبوریم در مقابل اینها تحمل کنیم.

امروز براى ملتهاى مسلمان عینى شده است که این هر دو باور، غلط اندر غلط است. ملتهاى مسلمان میتوانند پیش بروند؛ میتوانند مجد و عظمت اسلامى را که یک روز در اوج افتخار و در قله‌ى درخشندگى علمى و سیاسى و اجتماعى قرار داشتند، تجدید کنند و دشمن مجبور است در میدانهاى متعددى عقب‌نشینى کند.

این قرن، قرن اسلام است. این قرن، قرن معنویت است. اسلام عقلانیت را و معنویت را و عدالت را با یکدیگر به ملتها هدیه میدهد؛ اسلامِ عقلانیت، اسلامِ تدبر و تفکر، اسلامِ معنویت، اسلامِ توجه و توکل به خداى متعال، اسلامِ جهاد، اسلامِ کار، اسلامِ اقدام؛ اینها تعالیم خداى متعال و تعالیم اسلامى است به ما.

آنچه امروز مهم است، این است که دشمن در مقابل ضربه‌اى که در مصر و تونس و لیبى و بقیه‌ى کشورهاى منطقه کم‌وبیش بر او وارد آمده است، مشغول طراحى و توطئه‌چینى است. باید متوجه توطئه‌هاى دشمن بود. باید مراقب بود انقلابهاى مردم را از آنها نربایند، راه‌ها را منحرف نکنند. از تجربه‌هاى دیگران استفاده کنید. دشمن کارهاى زیادى میکند براى اینکه انقلابها را منحرف کند، براى اینکه حرکتها را خنثى کند، براى اینکه مجاهدتها و خونهاى ریخته‌شده را ناکام کند؛ باید مراقب بود، باید هوشیار بود. شما جوانها موتور این حرکتها هستید؛ هوشیار باشید، متوجه باشید.

ما در این سى و دو سال تجربیات زیادى داریم. سى و دو سال است که ما با دشمنى‌ها معارضه کرده‌ایم، ایستادگى کرده‌ایم و بر دشمنى‌ها فائق آمده‌ایم. …(۶) هیچ توطئه‌اى نبوده است که غرب و آمریکا بتوانند علیه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نداده باشند. هر کارى نکردند، چون نمیتوانستند. هر کارى توانستند، کردند و در همه‌ى مراحل توى دهنشان خورده است و شکست خورده‌اند. …(۷) بعد از این هم همین جور خواهد بود. بعد از این هم در همه‌ى توطئه‌ها علیه جمهورى اسلامى شکست خواهند خورد؛ این وعده‌ى الهى است به ما، و ما شک نداریم.

ما در صدق وعده‌ى الهى تردید نمیکنیم. ما به خداى متعال سوءظن نداریم. خداى متعال ملامت میکند کسانى را که به او سوءظن دارند؛ «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء علیهم دائرة السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا».(۸) وعده‌ى خداى متعال، وعده‌ى صادق است. ما چون وارد میدانیم، داخل عرصه‌ى مبارزه هستیم – ملت ایران همه‌ى امکانات خود را وارد عرصه کرده است – بنابراین نصرت الهى قطعى است. در همه‌ى کشورهاى دیگر هم همین جور است. منتها باید هوشیار باشیم. همه‌ى ما باید هوشیار باشیم. همه‌ى ما بایستى متوجه مکائد دشمنان باشیم. دشمن سعى میکند حرکتها را خنثى کند، اختلاف ایجاد کند.

امروز نهضت اسلامى در دنیاى اسلام شیعه و سنى نمیشناسد؛ شافعى و حنفى و جعفرى و مالکى و حنبلى و زیدى نمیشناسد؛ عرب و فارس و بقیه‌ى قومیتها را نمیشناسد؛ در این میدان عظیم، همه هستند. سعى کنیم دشمن بین ما تفرقه نیندازد. همه با هم احساس برادرى کنیم، هدف را مشخص کنیم. هدف، اسلام است؛ هدف، حکومت قرآنى و اسلامى است. البته بین کشورهاى اسلامى مشترکاتى وجود دارد، تمایزهائى هم وجود دارد. هیچ الگوى واحدى براى همه‌ى کشورهاى اسلامى وجود ندارد. در کشورهاى مختلف، شرائط جغرافیائى، شرائط تاریخى، شرائط اجتماعى مختلف است؛ اما اصول مشترکى وجود دارد: همه با استکبار دشمنیم، همه با تسلط و سیطره‌ى خباثت‌آمیز غرب مخالفیم، همه با وجود غده‌ى سرطانى اسرائیل مخالفیم. …(۹)

هر جائى که احساس بشود کارى دارد انجام میگیرد که به نفع اسرائیل است، به نفع آمریکاست، آنجا باید هوشیار باشیم؛ بدانیم این حرکت، حرکت بیگانه است؛ حرکت غریبه است؛ حرکت خودى نیست. آنجائى که حرکت، یک حرکت اسلامى و ضد صهیونیستى و ضد استکبارى و ضد استبدادى و ضد فساد است، آنجا حرکت، حرکت درستى است؛ آنجا همه با هم خودى هستیم؛ دیگر شیعه هستیم، سنى هستیم، از این کشوریم، از آن کشوریم، تفاوت نمیکند. باید همه یک‌جور فکر کنیم.

ببینید امروز – این یک مثالِ پیش‌پاافتاده و جلوى چشم است – تمام دستگاه‌هاى رسانه‌اى دنیا سعیشان بر این است که مردم بحرین و حرکت بحرین را در انزوا قرار بدهند. داعى بر این کار چیست؟ چون مسئله، مسئله‌ى شیعه و سنى است. میخواهند اختلاف ایجاد کنند، میخواهد تمایز و خطکشى به وجود بیاورند. بین آن مسلمانان و مؤمنینى که به این مذهب یا آن مذهب اسلامى گرایش دارند، تفاوتى وجود ندارد. وجه مشترک همه، اسلام است. وجه مشترک همه، امت اسلامى است؛ وحدت امت اسلامى است. …(۱۰) رمز پیروزى و تداوم حرکت، توکل به خدا، حسن‌ظن به خدا، اعتماد به خداى متعال و حفظ وحدت و پیوستگى است.

عزیزان من! فرزندان من! مواظب باشید دشمن حرکت شما را متوقف نکند. خداى متعال در دو جاى قرآن به پیغمبرش میفرماید: «فاستقم کما امرت»،(۱۱) «و استقم کما امرت»؛(۱۲) استقامت کن. استقامت یعنى ایستادگى کردن، ادامه دادن، راه را دنبال کردن، متوقف نشدن؛ این رمز کار است.

باید پیش برویم. این حرکت، حرکت موفقى است؛ چون آفاق روشنى دارد. افق، روشن است. آینده، آینده‌ى بسیار روشنى است. آن روزى خواهد رسید که امت اسلامى به حول و قوه‌ى الهى در اوج اقتدار و استقلال قرار بگیرد …(۱۳) ملتهاى مسلمان با حفظ خصوصیات خود، تمایزهاى خود، در زیر چتر واحد دعوت الى‌اللَّه و الى‌الاسلام قرار بگیرند؛ همه با هم باشند. آن وقت است که امت اسلامى عزت خود را پیدا خواهد کرد.

ما در کشورهاى خودمان منابع زیرزمینى داریم، مناطق راهبردى و استراتژیک داریم، امکانات طبیعىِ فراوان داریم، انسانهاى برجسته داریم، نیروهاى انسانىِ پیشرفته و بااستعداد داریم؛ بایستى همت کنیم. خداى متعال هم ان‌شاءاللَّه به این همت برکت خواهد داد.

من به شما جوانها بگویم، آینده مال شماست. شما جوانها به حول وقوه‌ى الهى و باذن‌اللَّه آن روز را خواهید دید و ان‌شاءاللَّه افتخارات خودتان را به نسلهاى بعد از خودتان تحویل خواهید داد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

۱) حج: ۴۰

۲) فتح: ۲۰

۳) عنکبوت: ۶۹

۴) آل‌عمران: ۱۶۰

۵) نداى تکبیر

۶) نداى تکبیر و شعار «لبیک یا خامنه‌اى»

۷) شعار «الموت لأمریکا»

۸) فتح: ۶

۹) شعار «الموت لاسرائیل»

۱۰) نداى تکبیر و شعار «وحدة وحدة اسلامیة»

۱۱) هود: ۱۱۲

۱۲) شورى: ۱۵

۱۳) شعار «هیهات منّا الذّلة»

………………………………………………….

 خطبه های نماز جمعه تهران ۱۳۹۰/۱۱/۱۴

 

خطبه‌ى اول

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد للّه ربّ العالمین احمده و اشکره و استعینه و استغفره و اتوکّل علیه و اصلّى و اسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین و صلّ على بقیّةاللّه فى الأرضین. اوصیکم عباداللّه بتقوى اللّه و نظم امرکم.

همه‌ى برادران و خواهران عزیز نمازگزار و خود را دعوت و توصیه میکنم به حفظ تقواى الهى؛ این اصلِ حرکت یک انسان به سمت کمال و تعالى است. اگر به توفیق الهى بتوانیم در عمل فردى، در عمل جمعى، در کار سیاسى، در کار اجتماعى، رعایت تقواى الهى را بکنیم، همه‌ى خیرات و همه‌ى الطاف الهى شامل حال ما خواهد شد.

ایام مبارک دهه‌ى فجر است. در دهه‌ى فجر، آنچه که بر این حقیر و امثال این حقیر لازم است، دو تشکر است: اول، شکر الهى. با کمال خشوع، با کمال تواضع، جبهه‌ى شکر بر درگاه الهى میسائیم که این توفیق را نصیب ملت ایران کرد؛ این حرکت عظیم، این کار بزرگ، این نهضت تاریخ‌ساز، به دست ملت ایران و با رهبرى امام بزرگوار انجام گرفت؛ نظام اسلامى تشکیل شد؛ حرکت ملت ایران به سمت خدا، به سمت اهداف الهى، به سمت ارزشهاى الهى آغاز شد. هیچ نعمتى از این بالاتر نیست و شکر الهى بر این نعمت بزرگ همیشه لازم است و در ایام دهه‌ى فجر، لازمتر. تشکر دوم، تشکر از ملت ایران است؛ وفادارى کردند، جوانمردى به‌خرج دادند، گذشت کردند، ایثار کردند، شجاعت نشان دادند، بصیرت به‌خرج دادند؛ حضور دائمى خود را در طول این سى و سه سال آنچنان حفظ کردند که این نهال با همه‌ى خطرها، با همه‌ى مشکلات، روزبه‌روز تنومندتر شد، بارورتر شد، بالنده‌تر شد. امروز مثل همان شجره‌ى طیبه‌اى که «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء»،(۱) در زمین زندگى بشریت ریشه دوانده است و ثمرات و آثار آن به‌طور متواتر نائل و واصل میشود.

امسال بخصوص دهه‌ى فجر ما حال و هواى دیگرى دارد. امسال در فضاى انقلابهاى پیروز این منطقه، چه در تونس، چه در مصر، چه در لیبى، حرکت انقلابى مردم به نتیجه رسید، کارهاى بزرگى انجام گرفت؛ این براى ما ملت ایران مژده‌ى بزرگى است، حادثه‌ى شیرین و مبارکى است. امسال ما دهه‌ى فجر و بیست و دوى بهمن را در یک چنین فضائى برگزار میکنیم. باید گفت ملت ایران با پیروزى این انقلابها، به‌طور نسبى از غربت در آمد؛ که حالا امروز من ان‌شاءاللَّه یک مختصرى در این زمینه عرض خواهم کرد.

در این خطبه، سه سرفصل را براى برادران و خواهران عزیز نمازگزار و براى ملت ایران مطرح میکنم؛ در خطبه‌ى دوم با برادران عرب بیشتر سخن خواهم گفت. این سه مطلب، یکى درباره‌ى انقلاب خود ماست؛ مسیرى که در این سه دهه طى کردیم، دستاوردهائى که داشتیم، و آینده‌اى که در انتظار ماست. مطلب دوم، نگاهى به مسائل منطقه و مسائل جهان است. مطلب سوم هم دو سه نکته‌ى کوتاه در باب انتخاباتِ پیش رو است.

درباره‌ى مطلب اول، کتابها حرف وجود دارد براى گفتن. آنچه که من به عنوان خطوط اساسى انقلابمان عرض میکنم، فقط یک دو سه جمله است، که شرح و تفصیل آن بسیار طولانى و مفصل است. این خصوصیات در انقلاب ما وجود داشت. انقلاب ما رژیم ضد اسلام را از بین برد، رژیم اسلامى بر سر کار آورد؛ رژیم دیکتاتور و مستبد را از بین برد، رژیم مردم‌سالار به جاى آن نشاند؛ وابستگى‌اى که کشور ما در طول سالهاى متمادى گرفتار آن بود و در دوران پهلوى‌ها به فجیع‌ترین و فضیح‌ترین وضع خود رسیده بود، از بین برد و استقلال همه‌جانبه را به ملت ما داد؛ اختناق نفسگیرى که بر ملت ما حاکم بود، از بین برد، آزادى به این ملت داد – آراء خودشان را، حرفهاى خودشان را بتوانند آزادانه ابراز کنند؛ فضا، فضاى آزادى شد – تحقیرشدگى تاریخىِ ملت ما را از بین برد، عزت ملى داد. ده‌ها سال ملت ما تحقیر شد. این ملت بزرگ، با این سابقه‌ى تاریخى، با این مواریث عظیم فرهنگى و علمى و تاریخى، در مقابل حکام زورگو و فاسد، و پشت سر آنها در مقابل مستعمران و سلطه‌گران بین‌المللى تحقیر شد. انقلاب ما این را از بین برد، تبدیل کرد به عزت ملى. امروز ملت ایران احساس عزت میکنند، احساس تشخص میکنند. انقلاب، ضعف نفس و خودکم‌بینى را در ملت ما از بین برد؛ به جاى آن، اعتماد به نفس ملى را به ملت داد. ما خودکم‌بینى داشتیم؛ فکر میکردیم نه کار علمى از ما برمى‌آید، نه کار سیاسى از ما برمى‌آید، نه کار عظیم نظامى از ما برمى‌آید. ما فکر میکردیم یک ملت ضعیفى هستیم؛ این را به ما تلقین کرده بودند، تزریق کرده بودند. انقلاب این را از ملت گرفت، به جاى آن، اعتماد به نفس ملى به ما داد. ما امروز در همه‌ى میدانها اعتماد به نفس داریم؛ میدانیم که میتوانیم، و دنبال این توانستن حرکت میکنیم، و همه جا هم بحمداللّه به مقاصدمان میرسیم.

ملت ما از مسائل سیاسى منزوى بود، روگردان بود، حوادث کشور را مورد توجه قرار نمیداد. انقلاب این حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبدیل کرد به یک ملت آگاه و سیاسى. امروز نوجوانهاى ما هم در دورترین نقاط کشور تحلیل سیاسى میکنند، حوادث سیاسى را درک میکنند، روى هر مسئله‌اى تحلیل میگذارند. قبل از انقلاب اینجور نبود. سیاست‌گرائى و سیاست‌فهمى مخصوص یک عده‌ى انگشت‌شمار در این کشور بود. مردم عموماً دور از حوادث کشور بودند؛ دولتها مى‌آمدند و میرفتند، قراردادهاى بین‌المللى بسته میشد، کارهاى بزرگ در دنیا انجام میگرفت، ملت خبر هم نمیشد. اینها خطوط اصلى این انقلاب است که این حوادث را در این کشور به وجود آورد. این اصول، نهادینه شده است؛ تثبیت شده است. این تحولات، سطحى نیست؛ مقطعى نیست. شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ که این نشان‌دهنده‌ى سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشاره‌اى هستند که به هدفها اشاره میکنند، هدفها را ترسیم میکنند. وقتى شعارها تثبیت‌شده در یک نظامى، در یک انقلابى باقى ماند، معنایش این است که هدفها در این نظام به شکل اول است؛ هدفها تغییر پیدا نکرده است؛ دست‌اندرکاران و مردم از صراط مستقیم و هدفهاى اصلى منحرف نشده‌اند. امروز شعارهاى ملت ایران، همان شعارهاى اول انقلاب است.

خب، در این دوره، در این سى و چند سال، زندگى ما تحت تأثیر همین خطوط اساسى قرار گرفته است. ما پیشرفتهائى داشتیم، ضعفها و نقصهائى هم داشتیم. پیشرفتهامان را باید بشناسیم، ضعفهامان را هم باید بشناسیم. اگر ضعفهاى خودمان را پنهان کنیم، نشناسیم، تجاهل کنیم، این ضعفها خواهد ماند، نهادینه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را باید بدانیم.

نقاط مثبت و منفى هر دو هست، افت و خیز هست، اما حرکت ادامه داشته است؛ این مهم است. جوانهاى عزیز ما بدانند؛ در طول این سى و دو سه سال مواردى شده است که ما ضعف نشان دادیم، این حرکت افت و خیز داشته است. همیشه یک جور نبوده است؛ گاهى سرعت و شتاب، گاهى کمتر، اما حرکت هرگز متوقف نشده است و ما در همان جهت اصلى پیش رفتیم؛ که امروز محصول آن را داریم مشاهده میکنیم.

من چند تا از نقاط قوّتى را که در این مدت داشته‌ایم، عرض کنم، چند تا هم از نقاط ضعف را عرض کنم. مهمترین نقطه‌ى قوّت ما در این سى و دو سه سال عبارت است از غلبه‌ى بر چالشها؛ این خیلى مهم است. ما یک ملتى نبودیم که سرمان را پائین بیندازیم، راهمان را برویم، کسى به ما کارى نداشته باشد؛ نه، از روز اول قدرتهاى مجهز جهانى، مسلطین جهانى با ما کار داشتند؛ بناى بر اذیت گذاشتند، بناى بر مانع‌تراشى گذاشتند: علیه ما جنگ تحمیل کردند، صدام را به جان ما انداختند، هشت سال ما را گرفتار کردند، تروریست آوردند، تحریم کردند. ما تا امروز بر همه‌ى این چالشها غلبه پیدا کرده‌ایم؛ یعنى هیچکدام از این چالشها نتوانسته است ملت ما و انقلاب ما را پشیمان کند، به زانو دربیاورد؛ ما بحمداللّه راهمان را با قامت استوار ادامه داده‌ایم. این مهمترین نقطه‌ى قوّت ماست.

یک نقطه‌ى قوّت دیگر در این مدت، گسترش خدمات به ملت است، کماً و کیفاً. این خدمات نه با گذشته‌ى نزدیک قبل از انقلاب، بلکه با گذشته‌هاى دوردست هم قابل مقایسه نیست. خدمات عظیمى که در سراسر کشور گسترش پیدا کرده است، هم کیفیتهاى این خدمات بالاست، خدمات درجه‌ى اول است – مادى و معنوى – هم کمیت و گسترش آنها زیاد است. این یک نقطه‌ى قوّت مهمى است.

نقطه‌ى قوّت دیگر، پیشرفت علمى است. عزیزان من! این پیشرفت علمى را دست‌کم نگیرید. این پیشرفتها خیلى مهم است. علم، پایه‌ى پیشرفت همه‌جانبه‌ى یک کشور است. این حدیث را من یک وقتى خواندم: «العلم سلطان»؛(۲) علم، اقتدار است. هر کس این اقتدار را داشته باشد، میتواند به همه‌ى مقاصد خود دست پیدا کند. این مستکبران جهانى به برکت علمى که به آن دست پیدا کردند، توانستند به همه‌ى دنیا زور بگویند. البته ما هرگز زور نخواهیم گفت، اما علم براى ما به عنوان یک پیشرفت حتماً لازم است.

پیشرفتهاى علمى ما در این مدت سى و چند سال، پیشرفتهاى حیرت‌آورى است. حالا فناورى هسته‌اى تصادفاً معروف شده است و همه توجه دارند – هم در کشور، هم در دنیا – لیکن فقط این نیست؛ فناورى هسته‌اى هست، علوم هوافضا هست، علوم پزشکى هست – خوشبختانه امروز کشور ما حائز رشته‌هاى بسیار مهم و دست‌نیافتنى پزشکى است و کارهاى بزرگ پزشکى در این کشور انجام میگیرد – زیست‌فناورى هست، نانوفناورى که از علوم جدید و دانشهاى نوى دنیاست، هست؛ سلولهاى بنیادى که یکى از بزرگترین کارها در عرصه‌ى علم است، هست؛ شبیه‌سازى، ساخت ابررایانه‌ها، فناورى انرژى‌هاى نو، رادیوداروهاى مهم و داروهاى ضد سرطان هست؛ و این فهرست ادامه دارد.

اینهائى که من عرض میکنم، رجزخوانى نیست؛ این گواهىِ مراکز علمى معتبر دنیاست. آنها میگویند سریع‌ترین رشد علمى در همه‌ى دنیا در این سالها، در ایران اتفاق افتاده است. این گزارش سال ۲۰۱۱ است که میگوید سریع‌ترین رشد علمى در همه‌ى دنیا در ایران اتفاق افتاده است. طبق گزارشى که مراکز علمى معتبر دنیا داده‌اند، رتبه‌ى علمى اول منطقه، ایران است. ما این رتبه‌ى اول علمى را براى سال ۱۴۰۴ در نظر گرفتیم؛ هنوز چهارده سال باقى است. همین سال میلادىِ گذشته گفتند ایران از لحاظ رتبه‌ى علمى در منطقه اول است، در دنیا هفدهم. در سطح دنیا رتبه‌ى علمى کشور ما هفدهم است؛ اینها خیلى مهم است. پس یکى از نقاط قوّت ما، پیشرفت علمى است.

یکى دیگر از نقاط قوّت ما، پیشرفتهاى کشور در ایجاد زیرساختهاى فنى و مهندسى و صنعتى است؛ که هر وقت بینندگان خارجى آمدند دیدند و بازدید کردند، آنها را به تحسین وادار کرده است. این کارهاى عظیمى که در زمینه‌ى ارتباطات، راه‌ها، ارتباطات مخابراتى و زیرساختهاى گوناگون فنى و مهندسى و صنعتى و امثال اینها انجام گرفته است، یک داستان جداگانه است. من واقعاً متأسف میشوم وقتى مى‌بینم این گزارشهاى روشن و خوب، آنچنان که باید و شاید، به مردم داده نمیشود که مردم خوشحال بشوند؛ بفهمند در کشور چه اتفاقى دارد مى‌افتد.

یکى دیگر از نقاط قوّت ما در این مدت، انتقال ارزشهاى انقلاب به نسل دوم و سوم بود. امروز شما جوانها را نگاه میکنید، مى‌بینید این ارزشها را دریافت کرده‌اند. همین شهید عزیز اخیر ما، مصطفى احمدى روشن – شهیدى که شهادتش دل ما را سوزاند – یا آن شهید جوان قبلى، شهید رضائى‌نژاد، که اوائل امسال به شهادت رسید، اینها دو تا جوان، دانشمند، سى و دو سه ساله بودند؛ امام را درک نکردند، جنگ را درک نکردند، دوران انقلاب را درک نکردند، اما اینجور با شجاعت، با شهامت درس میخوانند، تحصیلات میکنند، مقامات عالى را طى میکنند؛ میدانند و میفهمند هم که مورد تهدیدند، اما میروند؛ این خیلى مهم است، این ارزش است؛ این ارزشهاى انقلاب است در نسل سوم. احمدى روشن و رضائى‌نژاد و امثال اینها نسل سوم انقلابند. همین حرکت عظیم این جوانها که بعد از شهادت احمدى روشن اعلام کردند ما حاضریم بیائیم کار کنیم، خیلى مهم است؛ اینها را نباید دست‌کم گرفت. یکى از نقاط قوّت و مثبت ما همین است که این ارزشها به نسلهاى دوم و سوم منتقل شد. البته ریزش داشته‌ایم، توبه‌کار از انقلاب و پشیمان از انقلاب داشته‌ایم، اما رویشهاى ما بیشتر از ریزشهاى ما بوده است. نیروهاى فرسوده ریزش پیدا کردند، اما نیروهاى جوان و باطراوت بالا آمدند و رویش پیدا کردند.

یکى دیگر از نقاط مثبت ما در این مدت، ارتقاء جهش‌وار در اثرگذارى در مسائل عمده‌ى منطقه و مسائل جهان است. امروز نظام جمهورى اسلامى، یک کشور اثرگذار است؛ «آرى» و «نه» او در مسائل منطقه، حتّى در مسائل جهانى اثر میگذارد؛ این براى کشور خیلى مهم است.

یکى دیگر از نقاط قوّت ما، بنیه‌ى قوى و ساخت محکم کشور و نظام در مواجهه‌ى با دشمنى‌هاست. ما در مقابل دشمنى‌ها مضطرب نمیشویم، نگران نمیشویم، دغدغه پیدا نمیکنیم. بنیه‌ى نظام و بنیه‌ى کشور، بنیه‌ى مستحکمى است.

یکى دیگر از نقاط قوّت ما، ارتقاء کمّى و کیفى مراکز علمى ماست؛ یعنى دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علمیه. هم حوزه‌هاى علمیه‌ى ما از لحاظ کمّى و از لحاظ کیفى ارتقاء پیدا کرده است، هم دانشگاه‌هاى ما. اینها نقاط قوّت ماست، و هر کدام از اینها شرحهاى طولانى میطلبد، آمارهائى دنبالش هست، و غیر از اینها هم نقاط قوّت زیادى داریم.

من این جمله را در ادامه‌ى نقاط قوّت عرض بکنم که ملت ایران توجه داشته باشند همه‌ى این پیشرفتهاى علمى و اجتماعى و فنى در شرائط تحریم اتفاق افتاده است؛ این خیلى مهم است. دروازه‌هاى علم را، دروازه‌هاى فناورى را بر روى ما بستند، راه‌ها را مسدود کردند، محصولات مورد نیاز ما را به ما نفروختند و ما اینجور پیشرفت کردیم. این اتفاقها در شرائط تحریم افتاده است؛ این است که امیدها افزایش پیدا میکند.

ما البته ضعفهائى هم داریم؛ این ضعفها را بایستى از بین ببریم. من بعد برمیگردم به این مسئله‌ى تحریم و شرائطى که تحمیل شده است و یک جمله‌اى عرض خواهم کرد. ضعفهاى ما خطرهائى است که در سر راه ماست و در این مدت وجود داشته است و باید بعدها جلوى اینها را بگیریم. اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبى بود که گریبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولین دچار دنیاطلبى شدیم، دچار مادیگرائى شدیم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافیگرى یواش یواش از قبح افتاد. وقتى ما اینجور شدیم، این سرریز میشود به مردم. میل به اشرافیگرى، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شکل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعى در خیلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها کردیم، ول کردیم، دچار شدیم، این سرریز میشود به مردم؛ در مردم هم این مسئله پیدا میشود.

ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستیم. من بارها این را عرض کرده‌ام، باز هم عرض میکنم؛ این خطر است در راه ما. مصرف‌زدگى را باید کم کنیم، حرص به متاع و کالاى دنیا را باید کم کنیم. تا یک شایعه‌اى درست میشود که فلان چیز کم است، مردم هجوم مى‌آورند براى اینکه بیشتر آن را جمع کنند، که نبادا دچار کمبود آن شوند؛ در حالى که آن شى‌ء ممکن است جزو چیزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس کم هم نیست، همین هجوم مردم آن را کم میکند. ما به این مسئله توجه نمیکنیم. این یکى از ضعفهاى ماست؛ ما این ضعف را باید برطرف کنیم.

یکى دیگر از ضعفهاى ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهاى علمى، پیشرفت اخلاقى و تزکیه‌ى اخلاقى و نفسى پیدا نکرده‌ایم؛ این عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقایسه‌ى با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است – در این هیچ شکى نیست – اما باید پیشرفت میکردیم. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیه‌ى نفس هم پیشرفت میکردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت – «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة»(۳) – فقط یک جا از زبان حضرت ابراهیم، تعلیم مقدم است. بنابراین ما از تزکیه‌ى اخلاقى و نفسى غفلت کردیم.

در عدالت اجتماعى هنوز به نقطه‌ى مورد نظر اسلام – که آرزوى خود ما بوده است – نرسیده‌ایم؛ این هم از نقطه‌ضعفهاى ماست. این ضعفها را بایستى جبران کنیم. اینها ضعفهائى است که نمیشود از آنها گذشت. هم مسئولین، هم آحاد مردم باید احساس کنند وظیفه دارند این ضعفها را برطرف کنند. ان‌شاءاللّه باید از خداى متعال کمک بخواهیم و این ضعفها را برطرف کنیم. و البته میشود برطرف کرد؛ اینها بدون تردید برطرف‌کردنى است.

خب، به نظر من کارهائى که باید انجام بگیرد براى اینکه این ضعفها برطرف شود، در درجه‌ى اول این نگاه به آینده است؛ در درجه‌ى اول مسئولیت‌پذیرى ماهاست. همه‌ى ما باید احساس مسئولیت کنیم؛ بخصوص مسئولین کشور و خدمتگزاران مردم باید احساس مسئولیت کنند. تقصیرها را گردن هم نیندازیم. اینجور نباشد که اگر یک جا یک نقصى پیدا شد، مجلس بگوید تقصیر دولت است، دولت بگوید تقصیر مجلس است، آن یکى بگوید تقصیر قوه‌ى قضائیه است؛ نه، حدود مشخص است. قانون اساسى خطوط را مشخص کرده است. وظائف همه معلوم است. رهبرى مسئولیت دارد، دولت مسئولیت دارد، مجلس مسئولیت دارد، قوه‌ى قضائیه مسئولیت دارد، نیروهاى نظامى مسئولیت دارند، دستگاه‌هاى اجرائى هر کدام مسئولیتهائى دارند؛ به گردن هم نیندازیم. اشکالى به وجود مى‌آید، متوجه رهبرى است؛ رهبرى متواضعانه قبول کند که این اشکال متوجه اوست و سعى کند آن را برطرف کند. این یکى از اساسى‌ترین کارهاست.

کار اصلى دیگر این است که از ارزشهاى اصولى نباید غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشویم، از اصول غافل بمانیم. این هم شرح مفصلى دارد.

حفظ اتحاد و همدلى، یکى دیگر از وظائف ماست. بارها عرض کرده‌ایم که بین مسئولین باید اتحاد و همدلى باشد. سه قوه و دیگران باید با هم همدل باشند، همگام باشند، همدست باشند؛ ولو یک جاهائى اختلاف نظرهائى دارند. اختلاف نظر اشکالى ندارد؛ اما بایستى در جهتگیرى‌هاى نظام و کشور و انقلاب پشت به پشت یکدیگر بدهند، دست یکدیگر را محکم بفشرند و به پیش بروند؛ هم اینها، هم مردم با هم، هم مردم با مسئولین. این اتحاد و همدلى، علاج قطعى بسیارى از مشکلاتى است که در کشور وجود دارد.

یکى از کارهاى اصلى که باید انجام بدهیم و همه باید به آن توجه داشته باشیم، این است که فریب لبخند دشمن و وعده‌هاى دروغ جبهه‌ى دشمن را نخوریم. در این سى سال، تجربه هم پیدا کرده‌ایم. گاهى به روى ما لبخند زدند. اوائل گاهى بعضى از ما باور میکردیم. یواش یواش فهمیدیم پشت صحنه چیست. فریب لبخند دشمن را، فریب وعده‌هاى دروغ دشمن را نخوریم. جبهه‌ى قدرت مادى‌اى که امروز بر دنیا مسلط است، راحت عهد میشکند. بدون هیچ دغدغه‌اى عهدشکنى میکنند، زیر قولشان میزنند، زیر حرفشان میزنند، نه از خدا خجالت میکشند، نه از خلق خجالت میکشند، نه از طرف مذاکره خجالت میکشند؛ راحت دروغ میگویند! من نمونه‌هاى زنده دارم – که حالا در اینجا جاى بحثش نیست؛ شاید آن وقتى که لازم باشد، عرض بکنم – همین اظهاراتى که آمریکائى‌ها کردند، رئیس جمهور آمریکا کرد؛ نامه‌اى که به ما نوشت، جوابى که ما دادیم؛ بعد عکس‌العمل و اقدامى که آنها با مضمون آن نامه‌ها کردند. اینها یک روزى در اختیار افکار عمومى دنیا – آن وقتى که لازم باشد – قرار خواهد گرفت؛ خواهند دید که اینها چه جورى‌اند، حرفشان چقدر اهمیت و ارزش دارد، وعده‌شان چقدر ارزش دارد. بنابراین یکى از کارهاى اساسى ما این است که فریب لبخند و وعده‌ى دروغ اینها را نخوریم.

یکى هم پرهیز از تنبلى و کم‌کارى است. کسالت، کم‌کارى و تنبلى، یک انسان را، یک خانواده را، یک کشور و یک ملت را تباه میکند. همه باید کار کنند؛ کار جهادى. این که ما امسال گفتیم جهاد اقتصادى، یعنى تحرک اقتصادى باید جهادگونه باشد. خب، این راجع به مسائل انقلاب. حرف زیاد است، اما وقت کم است؛ به آن مسائل بعدى هم باید برسم.

اما مسائل منطقه و جهان. در این یک سالى که بین دهه‌ى فجر گذشته و امسال هست، ملتهاى منطقه در به زیر کشیدن چهار طاغوت موفق شدند؛ این خیلى مهم است. براى اینکه یک ملتى یکى از این طاغوتها را به زیر بکشد، تلاشهاى زیادى لازم است. در این سالى که فاصله‌ى بین آن دهه‌ى فجر و این دهه‌ى فجر است، چهار طاغوت خطرناکِ خبیثِ این منطقه به زیر کشیده شدند؛ این خیلى حادثه‌ى مهمى است.

یک حادثه‌ى مهم دیگر این است که در تونس و مصر، مردم به اسلام رأى دادند. در مصر حدود هفتاد و پنج درصدِ مردم رفتند پاى صندوقهاى رأى و به گروه‌هاى اسلامى رأى دادند؛ در تونس هم شبیه همین؛ اینها خیلى مهم است. این معنایش این است که همه‌ى تلاشى که آمریکائى‌ها و غربى‌ها و دستگاه‌هاى تبلیغاتى و هالیوود و غیره و غیره از لج جمهورى اسلامى در این سالها انجام دادند براى اینکه اسلام‌هراسى کنند و حکومت اسلامى هراسى کنند، نقش بر آب شده است؛ مردم طرفدار اسلامند.

یکى از آثار این حرکتها، ضعف و انزواى رژیم صهیونیستى است؛ که این هم خیلى مهم است. چون رژیم صهیونیستى در این منطقه حقیقتاً غده‌ى سرطانى است و باید قطع بشود و قطع خواهد شد، بنابراین بر اثر این حرکتها دچار ضعف و انزواى بیشتر از همیشه شد. جوانان فلسطینى نشاط پیدا کردند، امید پیدا کردند، به مبارزات خودشان و آینده‌ى خودشان امیدوار شدند. ملتها امیدوار شدند.

البته در بین این ملتها، ملت بحرین از همه مظلوم‌ترند؛ چون متأسفانه مورد سکوت و بایکوت همه‌ى رسانه‌هاى دنیا قرار دارند. در هیچ منطق انسانى و جهانى، درخواست آنها مردود نیست، بلکه درخواست بحقى است، لیکن مظلوم واقع شده‌اند؛ بکلى اینها را از دائره‌ى تبلیغ و ترویج خارج کرده‌اند، بلکه علیه آنها مرتباً تبلیغ میکنند. البته اثر هم ندارد. آن ملت هم به توفیق الهى پیروز خواهد شد.

من همین جا به این مناسبت، این جمله را عرض بکنم: حکام بحرین ادعا کردند که ایران در قضایاى بحرین دخالت میکند. این دروغ است. نه، ما دخالت نمیکنیم. ما آنجائى که دخالت کنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائى هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. اما اینکه حالا حاکم جزیره‌ى بحرین بیاید بگوید ایران در قضایاى بحرین دخالت میکند، نه، این حرف درستى نیست؛ حرف خلاف واقعى است. ما اگر در بحرین دخالت میکردیم، اوضاع در بحرین جور دیگرى میشد!

در جهان هم اوضاع، اوضاع غریبى است. آمریکا دچار ضعف شده است – هم ضعف اقتصادى و مالى، هم ضعف سیاسى – این هم یک واقعیتى است. آمریکا در سیاست خاورمیانه‌اى خودش شکست خورد، در قضیه‌ى فلسطین شکست خورد، در قضیه‌ى عراق شکست خورد. آمریکائى‌ها میخواستند عراق را مستقیماً خودشان اداره کنند، نتوانستند – ملت عراق ایستاد و نگذاشت – خواستند دولتى دست‌نشانده بیاورند، نتوانستند؛ خواستند با کاپیتولاسیون بمانند، دولت و ملت عراق اجازه ندادند. امروز دولت عراق یک دولت مردمى است، ملت عراق یک ملت زنده و بیدار است؛ و همین موجب شد که آمریکائى‌ها بدون هیچ دستاوردى، آنچه که میخواستند، نشد، از عراق خارج بشوند. البته دخالتهاى نفتى دارند، دخالتهاى امنیتى دارند؛ که لابد ملت و دولت عراق ان‌شاءاللَّه در آینده براى آن هم فکرى خواهند کرد.

در قضایاى داخلى هم – که آمریکائى‌ها سعى میکنند این را پنهان کنند – آمریکا دچار ضعف است. نمیخواهند اقرار کنند که دچار ضعفند. اوباما در سخنرانى چند روز پیش در کنگره، کمترین اشاره‌اى به این نکرد که ملت آمریکا بیش از چهار ماه است که توى خیابانهایند! توى این هواى سرد، در سرتاسر آمریکا، در ایالتهاى مختلف، این همه مردم بیایند توى خیابانها بایستند، در مقابل فشار پلیس و ضربه‌هاى سخت پلیس ایستادگى کنند، این قابل اشاره کردن نبود؟! اصلاً اشاره‌اى نکردند. میخواهند پنهان کنند. این هم حقوق بشرشان است. اروپا هم همین جور است. اروپا هم دچار ضعف است. غیر از مسائل اقتصادى و مالى و پولى – که اینها ضعفهاى عجیبى است و مردم را خشمگین کرده است – از لحاظ سیاسى هم اروپا امروز دچار ضعف است.

من براى شما یک مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل که رئیس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد که انگلیس وارد اتحادیه‌ى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگلیس وابسته‌ى به آمریکاست؛ نوع ارتباطات انگلیس و آمریکا، اتحادیه‌ى اروپا را از استقلال مى‌اندازد. دوگل نگذاشت که انگلیس وارد اتحادیه‌ى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمریکا. این مربوط به آن روز فرانسه است. این آقائى که امروز در فرانسه سر کار است، حرفهاى آمریکا را رله میکند؛ همان حرفهائى را که آنها میخواهند، آنچه که در دل آنهاست، تکرار میکند؛ شده تابع محض! خب، این ضعف است. کار اروپا به اینجا رسیده است. این فرانسه است؛ کشورهاى دیگر اروپائى هم به طریق اولى همین طورند. این ضعف این دستگاه‌هاست.

امروز غربى‌ها در مسائل اقتصادى دچار ضعفند، در مسائل سیاسى دچار ضعفند، در تصمیمات بین‌المللى دچار ضعفند؛ از جمله همین تصمیم به تحریم ما. اینها خواستند در واقع جمهورى اسلامى را، ملت ایران را به خاطر اسلام مجازات کنند. تهدید کردند: تحریمهاى فلج‌کننده، تحریمهاى دردآور! هى گفتند، گفتند. این تحریمها از دو جهت به نفع ماست: اولاً وقتى ما تحریم بشویم، به استعداد و ظرفیت داخلى رو مى‌آوریم، از داخل رشد میکنیم؛ همچنان که در این سى سال این مسئله اتفاق افتاده است. اگر در زمینه‌ى سلاح تحریم نمیشدیم، امروز این پیشرفتهاى عجیب را نداشتیم؛ اگر در قضیه‌ى اتمى، اینها نیروگاه بوشهر را خودشان ساخته بودند، ما در غنى‌سازى پیشرفت نمیکردیم؛ اگر درهاى علم را به روى ما نبسته بودند، ما در سلولهاى بنیادى و هوافضا و فرستادن ماهواره به آسمان، به اینجاها نمیرسیدیم. پس هرچه ما را تحریم میکنند، ما به ظرفیت داخلى خودمان متوجه میشویم و رو مى‌آوریم و این ظرفیت و استعداد روزبه‌روز مثل چشمه‌ى جوشانى شکوفا میشود. پس این تحریم به نفع ماست.

جهت دومى که این تحریمها به نفع ماست، این است که اینها همین طور مرتباً در تبلیغاتشان میگویند ما این تحریمها را میخواهیم بر ایران اعمال کنیم تا ایران را وادار به عقب‌نشینى کنیم؛ حالا مثلاً در قضیه‌ى هسته‌اى. پس همه‌ى دنیا فهمیدند که این تحریمها براى فشار بر ایران، براى عقب‌نشینى در قضیه‌ى هسته‌اى و قضایاى دیگر است. خب، وقتى ما عقب‌نشینى نکردیم، چه اتفاقى مى‌افتد؟ این تحریمها براى این است که ایران را وادار به عقب‌نشینى کنند، ایران هم که عقب‌نشینى نخواهد کرد؛ نتیجه این میشود که هیبت غرب و هیبت تهدیدهاى غرب در چشم این ملتهاى منطقه که قیام کردند، میشکند و عزت ملت ایران و قدرت ملت ایران در چشم اینها زیاد میشود؛ و این به نفع ماست. بنابراین، این تحریمها براى ضربه زدن به ماست، اما از این دو جهتى که عرض کردم، در واقع خدمت به ماست.

این وضع اروپاست. اروپا دچار مشکلات لاینحل اقتصادى است. مردم در اروپا خشمگینند، به مسائل اقتصادى معترضند. من قبلاً هم این را گفته‌ام؛ آن روزى که ملتهاى اروپا بدانند که این وضعیت ضعفى که دچارش شده‌اند، به خاطر دخالت آمریکا و دخالت شبکه‌ى صهیونیستى جهانى است، این اعتراضهاى به خاطر اهداف اقتصادى، تبدیل خواهد شد به یک نهضت عظیم اجتماعى؛ آن وقت است که دیگر باید منتظر دنیاى جدیدى بود و دنیاى جدیدى به وجود خواهد آمد.

یک جمله هم راجع به این تهدیدهاى آمریکا عرض بکنیم. مرتباً تهدید میکنند؛ تهدید به این زبان: همه‌ى گزینه‌ها روى میز است! یعنى حتّى گزینه‌ى جنگ. این، تهدید به جنگ است با این زبان. خب، این تهدید به جنگ، به ضرر آمریکاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمریکاست. چرا این تهدیدها به ضرر آمریکاست؟ به خاطر اینکه خود این تهدیدها نشان‌دهنده‌ى عجز آمریکا از مقابله‌ى منطقى و مقابله‌ى گفتمانى است؛ یک گفتمانى در مقابل گفتمان جمهورى اسلامى ندارند؛ نمیتوانند در میدان مقابله‌ى فکرى و منطقى، براى خودشان غلبه‌اى ایجاد کنند؛ مجبور میشوند توسل به زور و تشبث به زور بکنند. این معنایش این است که آمریکا جز زور، هیچ منطقى ندارد؛ جز خونریزى، هیچ راهى براى پیشبرد خود ندارد. این، اعتبار آمریکا را بیش از آنچه که تاکنون شکسته است، در چشم ملتها و در چشم ملت خودش خواهد شکست؛ این همان چیزى است که سرنوشت رژیمها را معین میکند. آن رژیمى، آن نظامى که اعتبارش در چشم مردم خودش بشکند، سرنوشتش معلوم است؛ مثل رژیم شوروى سابق. اتفاقاً بعضى از صاحب‌نظران غربى همین چند روز قبل گفتند که امروز وضع آمریکا و غرب شبیه وضع شوروى سابق در سالهاى اواخر دهه‌ى ۸۰ میلادى است که منجر به سقوط شد. یعنى وقتى یک رژیمى، یک نظامى از لحاظ گفتمان، از لحاظ منطق، در چشم مردم خودش ساقط بشود، دیگر امیدى به بقاى این رژیم نیست. لذا هرچه تهدید کنند، به ضررشان است. البته آنها و دیگران بدانند – میدانند هم – که ما هم در برابر تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتى، تهدیدهائى داریم که در وقت خودش، آن وقتى که لازم باشد، ان‌شاءاللَّه اعمال خواهد شد.

درباره‌ى انتخابات هم من چند جمله‌اى عرض بکنم. برادران و خواهران عزیز! ملت عزیز ایران! انتخابات مصونیت‌بخش به کشور است. آن چیزى که هیبت این ملت را حفظ میکند، قدرت معنوى او را به رخ دشمنان میکشاند و آنها را از تعرض منع میکند و میترساند، حضور مردمى است؛ که یکى از مظاهرش همین انتخابات است، یکى از مظاهرش هم همین بیست و دوى بهمنى است که شما در مقابل دارید. هرچه حضور پررنگ‌تر باشد، اعتبار و ارزش ملى بالاتر خواهد رفت. انتخابات هم همین جور است. هرچه صندوقهاى رأى شلوغ‌تر باشد، گسترش شرکت مردم بیشتر باشد، اعتبار کشور بالا خواهد رفت، مصونیت کشور بیشتر خواهد شد. مشارکت مردم میتواند آینده‌ى کشور را تأمین و تضمین کند. یک مجلس صالح و سالم و قوى میتواند بر عملکرد همه‌ى دستگاه‌هاى کشور اثر بگذارد؛ بر عملکرد دولت، بر عملکرد قوه‌ى قضائیه، حتّى بر عملکرد نیروهاى مسلح میتواند اثر بگذارد. مجلس قوى، مجلس صالح، مجلس سالم، یک چنین وضعى دارد. خب، این مجلس را کى میتواند تشکیل بدهد، جز مردم؟ دشمن این را نمیخواهد. الان دو سه ماه است بوقهاى تبلیغاتى دشمن دارند تلاش میکنند که مردم را ناامید و مأیوس کنند تا در انتخابات شرکت نکنند؛ بعضى هم در داخل بدون اینکه بفهمند چه کار دارند میکنند، متأسفانه با آنها همصدا میشوند! آنها مغرضند، اینها غافلند.

مسائل کوچک را نباید بزرگ کرد. نباید القاء بحران کرد. سعى میکنند با هزار وسیله اثبات کنند که در ایران بحران هست. چه بحرانى؟ کدام بحران؟ کشورِ آرام، ملتِ قوى، بانشاط؛ این همه کار از سوى دستگاه‌هاى گوناگون، از سوى آحاد مردم در این کشور دارد انجام میگیرد. به توفیق پروردگار، امنیت کامل برقرار است. دستگاه‌ها با همدیگر همکارى داشته باشند. اگر همکارى بکنند، کارها خیلى بهتر هم خواهد شد. دشمن این را نمیخواهد.

آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمت‌زنى و بدگوئى به یکدیگر است. فضاى انتخابات باید سالم باشد. مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را میشناسند، طبق تشخیص خودشان حتماً عمل کنند؛ اگر نمیشناسند، از افراد بصیر و متدین در گزینشهاى انتخاباتى استفاده کنند. مجریان انتخابات در اجراى درست انتخابات، دقت کامل را به کار ببرند. اینها چیزهائى است که میتواند یک انتخابات خوب را براى کشور به ارمغان بیاورد. این سى و دو سه انتخاباتى که از اول انقلاب تا امروز داشتیم، خوشبختانه همه‌ى اینها سالم بوده. البته در همه‌ى اینها کسانى معترض بوده‌اند، اعتراضها رسیدگى هم شده، احیاناً تخلفات بوده است، اما هرگز عدم سلامت در انتخابات وجود نداشته است. بعد از این هم باید همین جور باشد.

من دو سه جمله راجع به این مسئله‌ى صلاحیتها عرض بکنم. شوراى محترم نگهبان صلاحیتهاى افرادى را احراز میکند، بعضى را هم احراز نمیکند. من اینجا سه تا نکته عرض بکنم: نکته‌ى اول این است که شوراى نگهبان از لحاظ قانونى موظف است صلاحیتها را احراز کند؛ باید تشخیص بدهد، باید برسد به این که این صلاحیت وجود دارد. البته توصیه‌ى همیشگى ما این بوده است که سطح صلاحیتها را آنقدر بالا نبرند که یک عده‌ى معدودى ته آن بمانند. آنچه که موجب صلاحیت است، یک قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه کنند.

نکته‌ى دوم این که بعضى‌ها به این نظارتهاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترضند. ممکن است اعتراضشان بجا و واقعاً درست هم باشد؛ منتها توجه کنیم که وقتى یک مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصمیمى گرفت، ما تسلیم باشیم. همه‌مان باید تبعیت کنیم. مثلاً مجلس یک قانونى را میگذراند؛ ممکن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگویم این قانون معیوب است؛ اما قانون است، باید بر طبقش عمل کنم. وقتى یک مقام مسئولى که مورد اعتماد هم هست – مثل شوراى نگهبان – تصمیمى گرفت، بایستى تسلیم آن شد، باید تبعیت کرد.

نکته‌ى سوم: این را من اعلام میکنم، همه‌ى افراد بدانند؛ اینهائى که رد صلاحیت میشوند، لزوماً آدمهاى بى‌صلاحیتى نیستند. اینجور خیال نشود که حالا چون فلانى در انتخابات رد صلاحیت شد، پس دیگر بکلى از صلاحیت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نمیتواند به عنوان نامزد شرکت کند، اما ممکن است مقامى که او را رد صلاحیت کرده، اشتباه کرده باشد. ممکن است براى این کار صلاحیت نداشته باشد، اما صلاحیتهاى فراوان دیگرى داشته باشد. اینجور نباشد که اگر کسى رد صلاحیت شد، این معنایش این باشد که او دیگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحیتهاى گوناگون دیگرى وجود دارد.

آخرین مطلب در باب انتخابات این که: مسئولان از توطئه‌ى دشمن در کار انتخابات غافل نشوند. آن کسانى هم که در انتخابات رأى نمى‌آورند، مواظب باشند آن کلاهى که بر سر رأى‌نیاوردگان سال ۸۸ رفت، بر سر آنها نرود؛ فریب نخورند. همه‌ى نامزدهاى انتخابات و همه‌ى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئه‌ى احتمالى دشمن مسئول امنیت بدانند. انتخابات را متهم نکنند؛ کسى آب به آسیاب دشمن نریزد؛ در تبلیغات، القاء فضاى اختلاف و ناامیدى نشود، تا ان‌شاءاللَّه انتخابات خوبى داشته باشیم.

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

والعصر. انّ الانسان لفى خسر.

الّا الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.

خطبه‌ى دوم

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین و صلّ على علىّ امیرالمؤمنین و فاطمة الزّهراء سیّدة نساءالعالمین و صلّ على الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و على علىّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسى‌بن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسى و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ حججک على عبادک و امنائک فى بلادک و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.

بار دیگر همه‌ى برادران و خواهران عزیز نمازگزار را دعوت میکنم به تقواى الهى. آنچه را که در خطبه‌ى دوم به طور معمول عرض میکنیم، در خطبه‌ى اول به عرض شما برادران و خواهران رساندم. در این خطبه، با معذرت از همه‌ى نمازگزاران عزیز، خطاب من به برادران عرب ماست که دوران حساسى را میگذرانند. خطبه را عربى خواهم خواند.

ترجمه‌ى خطبه‌ى عربى

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا محمّد و ءاله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین.

برادران مسلمان ما در هر جا که باشید! سلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

میخواهم در ماه ربیع و در آستانه‌ى میلاد رسول خاتم(ص)، نخستین سالگرد بهار بیدارى اسلامى و برانگیختگى برادران و خواهران عرب را از مصر و تونس و لیبى تا بحرین و یمن و بعضى از سرزمینهاى اسلامى دیگر، از سوى ملت ایران و همه‌ى مسلمین جهان تبریک بگویم.

یک سال پُرماجرا گذشت. در تونس و مصر، رأى ملتها براى نخستین‌بار محترم شمرده شد و در هر دو کشور به جریانهاى اسلامگرا تعلق گرفت. در لیبى نیز چنین خواهد شد و این اسلامگرائى با صفاتى چون ضد صهیونیستى بودن، ضد دیکتاتورى بودن، استقلال‌طلبى، آزادیخواهى و پیشرفت‌طلبى در سایه‌ى قرآن، مسیر محتوم و اراده‌ى قاطع همه‌ى ملتهاى مسلمان خواهد بود. این موج که سه دهه پیش سرنوشت ایران اسلامى را نیز در چنین ایامى (مصادف با ۲۲ بهمن) رقم زد و نخستین ضربه‌ى سنگین را بر جبهه‌ى آمریکا، ناتو و صهیونیزم فرود آورد و بزرگترین دیکتاتورى سکولار و دست‌نشانده‌ى منطقه را فروپاشاند، در همین ایام و با همان سبک و همان مطالبات، کل خاورمیانه‌ى اسلامى و عربى را در برگرفته است.

اراده‌ى خداوند به بیدارى ملتها تعلق گرفته است و قرن اسلام و عصر ملتها فرا رسیده و در آینده، سرنوشت کل بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. و مگر جوانان و روشنفکران در واشنگتن و لندن و مادرید و رُم و آتن، با الهام از میدان تحریر، به خیابانها نیامدند؟

حساسترین بخشهاى جهان اسلام را نهضت بازگشت به اسلام و اعاده عزت و هویت و رهائى فراگرفته است و همه جا شعار «اللّه اکبر» به گوش میرسد. ملتهاى عرب، دیکتاتورهایشان را نمیخواهند؛ سیطره دست‌نشاندگان و طواغیت را بر خود، دیگر تاب نمى‌آورند؛ از فقر و عقب‌ماندگى و تحقیر و وابستگى به ستوه آمده‌اند؛ سکولاریزم را در سایه‌ى سوسیالیزم و لیبرالیزم و ناسیونالیزم قومى آزمودند و همگى را بن‌بست یافتند؛ و البته ملتهاى عرب به دنبال افراطى‌گرى، خشونت مذهبى، بازگشت به عقب، تعصبات فرقه‌اى و قشریگرى با برچسب اسلامگرائى نیز نیستند.

انتخابات تونس و مصر و شعارها و رویکردهاى مردم یمن و بحرین و سایر سرزمینهاى عربى، علامت میدهد که همه میخواهند «مسلمان معاصر» بدون افراط خشک‌سرانه و تفریط غربگرایانه باشند و با شعار «اللّه اکبر» میخواهند مسلمانانه، با ترکیب «معنویت»، «عدالت» و «عقلانیت»، و با روش «مردم‌سالارى دینى»، از پسِ تحقیر و استبداد و عقب‌ماندگى و استعمار و فساد و فقر و تبعیضِ صد ساله رهائى یابند؛ و این، درست‌ترین راه است.

رژیمهاى عربى که در معرض خشم مردمشان قرار گرفته‌اند، چه خصوصیاتى داشته‌اند؟ دین‌ستیزى، سرسپردگى و دست‌نشاندگى غرب (آمریکا، انگلیس و …) همکارى با صهیونیستها و خیانت به فلسطین، دیکتاتورى‌هاى خانوادگى و وراثتى، فقر مردم و عقب‌ماندگى کشور در کنار ثروتهاى انبوه خانواده‌هاى حاکم، تبعیض و بى‌عدالتى و فقدان آزادى قانونى و پاسخگوئى قانونى، از خصوصیات مشترک آنها بوده است. حتّى تظاهر به اسلام یا جمهوریت در برخى موارد نیز نتوانسته مردم را فریب دهد. اینها واضح‌ترین علائم براى شناخت ماهیت خیزش ملتهاى عرب است؛ اعم از آنها که پیروزى‌هاى بزرگى به دست آوردند، یا آنان که ان‌شاءاللّه به دست خواهند آورد.

هر ادعاى دیگرى در مورد ماهیت این جنبشها که با شعار «اللّه اکبر» صورت گرفته، نادیده گرفتن واقعیت در جهت بهره‌بردارى‌هاى دیگر و تحمیلها و انحرافات بعدى است. آینده‌ى این انقلابها با همین اصول سنجیده خواهد شد و معیار اصالت یا انحراف انقلابها همین آرمانها خواهد بود. ضد را به ضد میتوان شناخت و انقلابها را به ضدیت با صفات رژیمهائى که به لرزه افتاده‌اند. انقلابیون همچنان باید مراقب هدف‌تراشى‌ها و تلاشهائى که براى تغییر شعارها صورت میگیرد، باشند.

بى‌شک غرب میکوشد انقلابها را تبدیل به ضد انقلاب کرده و نهایتاً با بازسازى رژیمهاى قدیمى به شیوه‌ى جدید و تخلیه‌ى احساسات توده‌ها و جابه‌جائى اصول و فروع و تغییر مهره‌هاى خود و اصلاحات صورى و تصنعى و ظاهرسازى دموکراتیک، دوباره براى ده‌ها سال دیگر سیطره‌ى خود را بر جهان عرب حفظ کند.

غرب در دهه‌هاى بیدارى اسلامى و بویژه سالهاى اخیر پس از شکستهاى پیاپى از ایران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطین و اینک مصر و تونس و … کوشیده است پس از شکست تاکتیک اسلام‌ستیزى و خشونت علنى، به تاکتیک بدل‌سازى و تولید نمونه‌هاى تقلبى دست بزند، تا عملیات تروریزم ضد مردمى را به جاى «شهادت‌طلبى»، «تعصب و تحجر و خشونت» را به جاى «اسلامگرائى و جهاد»، «قومیت‌گرائى و قبیله‌بازى» را به جاى «اسلام‌خواهى و امت‌گرائى»، «غربزدگى و وابستگى اقتصادى و فرهنگى» را به جاى «پیشرفت مستقل»، سکولاریزم» را به جاى «علم‌گرائى»، «سازشکارى» را به جاى «عقلانیت»، «فساد و هرج و مرج» اخلاقى را به جاى «آزادى»، «دیکتاتورى» را به نام «نظم و امنیت»، «مصرف‌زدگى، دنیاگرائى و اشرافیگرى» را به نام «توسعه و ترقى»، «فقر و عقب‌ماندگى» را به نام «معنویت‌گرائى و زهد» قلمداد کند.

دو قطبىِ سرمایه‌دارى و کمونیزم که جنگ بر سر قدرت و ثروت بود، پایان یافت و امروز دو قطبى میان مستضعفین جهان به رهبرى جنبش مسلمین با مستکبران به رهبرى آمریکا و ناتو و صهیونیزم است. دو اردوگاه اصلى تشکیل شده است و اردوگاه سومى وجود ندارد.

این فرصت کوتاه را نمیخواهم با بازخوانى گذشته و تقدیر از ملتهاى عرب بگذرانم. بى‌شک همه‌ى ما و جهانیان چشم به منطقه دوخته‌ایم و ملتهاى برخاسته از جزیرةالعرب تا شمال آفریقا را تحسین میکنیم؛ ولى اینک مایلم از امروز و فردا بگویم.

سال گذشته در همین نماز جمعه با مردم شریف مصر، در حالى که هنوز سایه‌ى نامبارک حسنى مبارک بر سرشان بود، سخن گفتم و امروز که دوران جدید آغاز شده و دیکتاتور در حال محاکمه است، همه‌ى ما امیدوارانه‌تر به آینده‌ى جنبش مصر عزیز و سایر اعراب مى‌اندیشیم.

مؤلفه‌هائى که از اطراف گوناگون در صحنه‌ى انقلابها حضور دارند، چه کسانى‌اند؟

۱) آمریکا، ناتو، رژیم صهیونیستى و متحدین و وابستگانشان در برخى رژیمهاى عربى

۲) ملتها و جوانان

۳) احزاب و فعالان سیاسىِ اسلامى و غیر اسلامى

هر یک در چه موقعیتى و با چه اهدافى‌اند؟

گروه اول، بازندگان اصلى در مصر و تونس و سایر نهضتها بوده و خواهند بود. مشروعیت و اینک موجودیت قطب سرمایه‌دارى و الگوى لیبرال دموکراسى غرب، حتّى در خود اروپا و آمریکا نیز با خطر اضمحلال روبه‌رو شده و در شرائطى شبیه شرائط بلوک شرق کمونیستى در دهه ۸۰ میلادى قرار گرفته‌اند. فروپاشى اخلاقى و اجتماعى، بحرانهاى بى‌سابقه‌ى اقتصادى، شکستهاى بزرگ نظامى در عراق و افغانستان و لبنان و غزه، سقوط یا تزلزل اکثر دیکتاتورهاى وابسته و دست‌نشانده‌ى آنان در کشورهاى مسلمان و عربى و بویژه از دست دادن مصر، به خطر افتادن رژیم صهیونیستى از شمال و غرب و از درون به نحوى بى‌سابقه، افشاء شدن ماهیت وابسته‌ى سازمانهاى بین‌المللى و برخوردهاى گزینشى و سیاسى با مسئله‌ى دموکراسى و حقوق بشر، تناقض‌گوئى و پریشان‌گوئى در موضعگیرى دوگانه در برابر مسائل لیبى، مصر، بحرین، یمن و …

اینها دسته‌ى اول را در بحران اعتماد جهانى و بحران تصمیم‌گیرى عمیقى فرو برده است و اینک بزرگترین هدفشان پس از ناتوانى از مهار و سرکوب ملتها، تلاش در جهت تسلط بر اتاق فرمان انقلابها و نفوذ به درون احزاب مؤثر، حفظ حداکثرى ساختارهاى قبلى رژیمهاى فاسد و اکتفاء به رفرمهاى سطحى و نمایشى، بازسازى نیروهاى بومىِ خود در کشورهاى انقلاب کرده، تطمیع، تهدید و احتمالاً در آینده، ترور و یا تلاش براى خریدن برخى افراد و گروهها در جهت متوقف ساختن یا ارتجاع در انقلابها و سرد کردن، مأیوس کردن یا درگیر کردن مردم با مسائل فرعى و با یکدیگر، دامن زدن به تضادهاى قومى و قبیله‌اى یا مذهبى و یا حزبى، جعل شعارهاى انحرافى در جهت تغییر ماهیت جنبشها، کنترل مستقیم یا غیرمستقیم بر ذهن و زبان انقلابیون و کشاندن آنان به درون بازى‌هاى سیاسى و یا تفرقه‌اندازى میان آنان و از طریق آنان، میان گروههاى مردمى، تلاش براى سازش پشت پرده با برخى خواص با وعده‌هائى دروغ همچون کمک مالى و… و ده‌ها ترفند دیگر است که به نمونه‌هائى از آنها در کنگره‌ى بین‌المللى بیدارى اسلامى در تهران قبلاً اشاره کردم.

برخى رژیمهاى وابسته و محافظه‌کار عرب نیز در کنار آمریکا و ناتو، براى حفظ خود هم که شده، با تمام قوا میکوشند عقربه‌هاى زمان را متوقف کرده و انقلابهاى منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناکجاآباد بکشانند و تنها سرمایه‌شان براى این اثرگذارى، دلارهاى نفتى است و هدف اصلى ایشان، شکست مردم مصر، تونس، یمن، لیبى و بحرین و … و حفظ ثبات و تضمین بقاء رژیم صهیونیستى و ضربه به جبهه‌ى مقاومت در منطقه است.

اما گروه دوم و اصلى، ملتهایند. ملتها چه میخواهند؟ نظرسنجى‌هاى مکرر آمریکائى‌ها در مصر و اکثر کشورهاى اسلامى، واقعیت را به آنها گفته است. از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامى، از جمله حجاب و پوشش زنان، بین ۴۰% تا ۷۵% در ملتها از مصر و اردن تا ترکیه و مالزى و… افزایش یافته و میزان نفرت از آمریکا با میانگین ۸۵% در کشورهاى اسلامى و عربى بالا رفته و بویژه پس از دیدن پیروزى جوانان حزب‌اللّه و حماس در جنگهاى ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردى در عراق، امید به پیروزى و آینده، در جوانان عرب مضاعف شده است.

شخصیتهاى محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهیونیستىِ مسلمان بوده‌اند. نفرت از صهیونیزم، توجه به قضیه‌ى فلسطین و عزت‌طلبى اسلامى، از شاخصهاى اصلى ملتهاست. در انتخابات اخیر ۷۵% مردم مصر به شعارهاى اسلامى رأى دادند. در تونس نیز اکثریت، همین پرچم را بالا بردند. در لیبى، این درصد اگر بالاتر نباشد، پائین‌تر نیست. مردم از نمایندگانشان و از حکومتهاى جدید، براى آینده نیز همین‌ها را میخواهند. مردم، مصر عزیز و محترم و آزاد را میخواهند؛ مصرِ کمپ‌دیوید را نمیخواهند، مصرِ فقیر و وابسته را نمیخواهند، مصرِ تحت فرمان آمریکا و متحد اسرائیل را نمیخواهند، مصرِ متحجر و افراطى و نیز مصر غربگرا و لائیک و وابسته را نمیخواهند. مصر آزاد، عزیز، اسلامى و مترقى، مطالبه‌ى اصلى مردم و جوانان است و به دنبال درگیرى نیستند. بدنه‌ى ارتش مصر با مردم است و کسانى در داخل و خارج مصر میخواهند ارتش را در آینده با مردم درگیر کنند و همه باید مراقب باشند. بدنه‌ى ارتش مصر، نفوذ آمریکا و دوستان اسرائیل را برنخواهد تابید.

همچنین وقتى از اسلامگرائى در مصر یا تونس و لیبى سخن میرود، اسلام رسول‌اللّه (ص) است که در مدینه سایه‌ى رحمت و امنیت بر سر اهل ذمّه از مسیحى و یهودى گسترد. سخن از اسلام، به معنى دعوت به جنگ دینى میان خداپرستان و یا جنگ مذهبى و فرقه‌اى میان مسلمانان نیست. مصر، مصر مجمع تقریب مذاهب اسلامى و شیخ شلتوت است.

مردم مصر و تونس و لیبى بدانند که آنچه اینک دارند، هنوز یک انقلاب ناتمام است و گرچه گامهاى بلندى برداشتند، ولى ماجرا تازه آغاز شده است. مسائلى که پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و براى ما پیش آوردند و هنوز ادامه دارد و به فضل الهى در همه‌ى آنها شکست خورده‌اند و خواهند خورد، صدها برابر مشکلاتى بود که انقلاب تا پیش از سرنگونى شاه داشت. باید هوشیار باشید و انقلابهایتان را گام‌به‌گام تا آخرین مراحل و در یک برنامه‌ى میان‌مدت و بلندمدت پیش ببرید.

رژیم طاغوتهاى مصر، اولین حکومت عربى بود که به آرمان فلسطین خیانت کرد و راه سازش اعراب را گشود، تا آنجا که به جز یک رژیم عربى – که همان سوریه است – بقیه همگى فلسطین را فروختند و با صهیونیزم از درِ آشتى درآمدند. رژیم مصر، یکى از دو رژیم اصلى عربى مورد اعتماد آمریکا و اسرائیل بود و رئیس جمهور ریاکار کنونى آمریکا براى ارسال پیام فریب و نفاق به مسلمانان، سفر به مصرِ حسنى مبارک را برگزید؛ اما مردم مصر در انقلابشان نظر خود را گفتند و همه را از توهم بیرون آوردند.

امروز مصر باید دوباره در صف اول دفاع از آرمان فلسطین قرار گیرد و پیمان خیانت کمپ‌دیوید را زیر پا بگذارد و بسوزاند. مصر انقلابى، دیگر نمیتواند انرژى و گازِ رژیم رو به زوال صهیونیستى را از جیب ملت فقیر و گرفتار خود بدهد.

مخاطب سوم ما، احزاب و نخبگان سیاسى در مصر و سایر کشورهاى به پا خاسته‌اند. متفکران و مبارزان اسلامى در شمال آفریقا، از مصر و تونس تا الجزائر و مغرب، و بویژه مصر، از پدران فکر بیدارى اسلامى و داعیان به وحدت و عزت امت و سپس رهائى قدس بوده‌اند. امروز شما وارثان خون هزاران شهید و ده‌ها هزار زندان‌کشیدگان و تبعیددیدگان و شکنجه‌شدگان و مجاهدان و مبارزانى هستید که ظرف دهه‌هاى متوالى براى چنین روزها و پیروزى‌هائى فداکارى کردند.

برادران و خواهرانم! مراقب این امانت بزرگ باشید. غرور و نیز ساده‌انگارى، دو آفت بزرگ پس از نخستین پیروزى‌هایند. شما مسئول‌ترین افراد در عرصه‌ى نظام‌سازى، حفظ دستاوردهاى مردم و حل مشکلات جنبش هستید. قدرتهاى ضربه خورده‌ى جهان و منطقه، بى‌شک در افکار شیطانى به سر میبرند؛ از فکر حذف و انتقام، تا طرح فریب دادن و متزلزل کردن و ترساندن و به طمع انداختن شما و سپس به نابود کردن انقلابها و پدید آوردن اوضاع – و العیاذ باللّه – بدتر از گذشته مى‌اندیشند. تصمیمات، مواضع و اقدامات شما، ابعاد تاریخى خواهد یافت و این دوره، «شب قدر» تاریخ کشورهاى شماست.

به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید. آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمى‌اندیشند. همچنین از آنان نترسید. آنان پوشالى‌اند و بسرعت ضعیف‌تر نیز شده‌اند. حاکمیت آنان بر جهان اسلام، صرفاً محصول ترس و جهل ما در ۱۵۰ سال گذشته بوده است. به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید. تنها به خداى متعال اعتماد کنید و فقط مردم خود را باور کنید. آنان در عراق شکست خوردند و با دستهاى خالى خارج شدند؛ در افغانستان چیزى به دست نیاورده‌اند؛ در لبنان از حزب‌اللّه، و در غزه از حماس شکست خوردند و اینک در مصر و تونس به دست مردم، به پائین کشیده شده‌اند. هیچ چیز طبق برنامه‌ى آنان پیش نرفته است، بت غرب نیز چون بت کمونیزم شکست و ترس ملتها ریخت. مراقب آینده باشید که شما را نترسانند.

مراقب بازى‌هاى آنها باشید. همچنین وارد بازى دلارهاى نفتىِ وابستگان و متحدان غرب در میان اعراب نشوید، که در آینده از این بازى‌ها سالم بیرون نخواهید آمد. اسرائیل رفتنى است، نباید بماند و نخواهد ماند. شروع انحراف در نهضتهاى کنونى، تن دادن به بقاء رژیم صهیونیستى است و ادامه‌ى مذاکرات سازش و تسلیم که رژیمهاى ساقط شده آن را پایه‌گذارى کردند.

خواست عمومى ملتهایتان بازگشت به اسلام است؛ که البته به مفهوم «بازگشت به گذشته» نیست. اگر انقلابها باذن‌اللّه واقعى بمانند و ادامه یابند و دچار توطئه یا استحاله نگردند، مسئله‌ى اصلى شما، چگونگى نظام‌سازى، قانون‌نویسى و مدیریت کشور و انقلابها خواهد بود؛ این همان مسئله‌ى مهم تمدن‌سازىِ اسلامى مجدد در عصر جدید است.

در این جهاد بزرگ، کار اصلى شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخِ عقب‌ماندگى و استبداد و بى‌دینى و فقر و وابستگى حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه‌ترین زمانها ان‌شاءاللّه جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامى و به شیوه‌اى مردم‌سالارانه و رعایت عقلانیت و علم، جامعه‌سازى کنید و تهدیدهاى داخلى و خارجى را یک به یک از سر بگذرانید؛ چگونه «آزادى و حقوق اجتماعى» منهاى «لیبرالیزم»، و «برابرى» منهاى «مارکسیزم»، و «نظم» منهاى «فاشیزم غرب» را نهادینه کنید؛ چگونه تقید خویش به شریعت مترقى اسلام را حفظ کنید، بى‌آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید؛ چگونه مستقل شوید، بى‌آنکه منزوى شوید؛ چگونه پیشرفت کنید، بى‌آنکه وابسته شوید؛ چگونه مدیریت علمى کنید، بى‌آنکه سکولاریزه و محافظه‌کار شوید.

تعریفها باید بازخوانى و اصلاح شوند. دو الگوى «اسلام تکفیرى» و «اسلام لائیک» از سوى غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوى «اسلام اصولگراى معتدل و عقلانى» در میان انقلابهاى منطقه تقویت نشود. کلمات را دوباره و بدقت تعریف کنید.

«دموکرات بودن» اگر به معناى مردمى بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموکرات باشید؛ و اگر به معناى افتادن به دام لیبرال دموکراسى درجه‌ى دوم و تقلیدى باشد، هیچ یک دموکرات نباشید.

«سلفى‌گرى» اگر به معناى اصولگرائى در کتاب و سنت و وفادارى به ارزشهاى اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفى غربزدگى باشد، همگى سلفى باشید؛ و اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرائى و سماحت و عقلانیت – که ارکان تفکر و تمدن اسلامى‌اند – سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بى‌دینى خواهد شد.

به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بدبین باشید؛ چه از نوع لائیک و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامى که رژیم صهیونیستى را تحمل میکند، ولى با مذاهب اسلامىِ دیگر بیرحمانه مواجه میشود، دست آشتى به سوى آمریکا و ناتو دراز میکند، ولى در داخل به جنگهاى قبیله‌اى و مذهبى دامن میزند و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با کفار است، اعتماد نکنید. به اسلام آمریکائى و انگلیسى بدبین باشید، که شما را به دام سرمایه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى میکشانند. در دهه‌هاى گذشته، هم نخبگان و هم حاکمان، به وابستگى بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریکا و یا شوروى افتخار میکردند و از سمبلهاى اسلامى میگریختند؛ و امروز همه چیز برعکس شده است.

بدانید که غرب در صدد انتقام بر خواهد آمد؛ انتقام اقتصادى، نظامى، سیاسى و تبلیغاتى! اگر ملتهاى مصر و تونس و لیبى و … ان‌شاءاللّه در مسیر خدا ادامه دهند، ممکن است به تحریمها تهدید شوند.

و اما کلام آخر: اعلام آمادگى جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران براى همکارى و خدمت به شماست، و خدمت ما و شما به همدیگر. انقلاب اسلامى ایران موفق‌ترین تجربه‌ى اسلامى عصر جدید بود در عرصه‌ى خودباورى ملتها و مردم‌باورى نخبگان، در عرصه‌ى نفى اسطوره‌ى شکست‌ناپذیرى رژیمهاى طاغوتى و اربابشان، در عرصه‌ى شکستن غرور کمونیزم و سرمایه‌دارى، ارائه مدلهاى کارآمد در پیشرفتهاى بزرگ کشور، با حفظ مردم‌سالارى و دفاع از ارزشهاى اساسى.

برادران و خواهران! سالهاست که علیه برادران ایرانى‌تان به شما دروغ میگویند، و اینک حقیقت در مورد ایران اسلامى همین است که به شما عرض میکنم:

انقلاب ما پیروزى‌ها و البته ضعفهائى در مجاهدات سه دهه‌ى خود داشته است؛ اما هیچ جنبش اسلامى در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمین در قرن گذشته، تا این حد جلو نیامده بود و این همه موانع را از سر نگذرانده بوده است.

ان‌شاءاللّه گفتگوهاى بسیارى میان ما و شما برادران در پیش است. در رسانه‌هاى سرمایه‌دارى و صهیونیزم جهانى، ایران متهم به «تروریزم» میشود؛ تنها بدان علت که حاضر نشد برادران عرب خود را در فلسطین و لبنان و عراق و … تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد؛ حال آنکه ما خود بزرگترین قربانى تروریزم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد.

اگر انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى، برادران مظلوم افغانى و بوسنیائى و لبنانى و عراقى و فلسطینى خود را همچون سایر حکومتهاى بظاهر مسلمان، تنها میگذاشت، و اگر همچون بیشتر رژیمهاى عربى که به فلسطین خیانت کردند، ما هم ساکت میماندیم و از پشت خنجر میزدیم، هرگز ما را پشتیبان تروریزم و مداخله‌گرى معرفى نمیکردند. ما به آزادى قدس شریف و تمامى سرزمین فلسطین مى‌اندیشیم؛ این است آن جرم بزرگ ملت ایران و جمهورى اسلامى.

از امپریالیزم ایرانى یا شیعى میگویند؛ حال آنکه همه میدانند ما هرگز انقلاب اسلامى را، انقلابى صرفاً شیعى یا ملى‌گرا و ایرانى ندانسته و نخوانده‌ایم و در این سى سال هرچه هزینه داده و تهدید شده‌ایم، به علت اسلامگرائى و امت‌گرائى و شعار وحدت و تقریب مذاهب و آزادى و عزت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپا بوده است.

ایران اسلامى در عرصه‌ى علم، تکنولوژى، حقوق اجتماعى، عدالت اجتماعى، توسعه، بهداشت، تأمین کرامت زنان و حقوق اقلیتهاى دینى و … گامهاى بزرگ و بى‌نظیرى برداشت. ما ضعفهاى خود را نیز میشناسیم و بعون‌اللّه درمان میکنیم ان‌شاءاللّه.

معادله‌ى مقاومت در منطقه با کمک جمهورى اسلامى تغییر یافت. تبدیل و ارتقاء سنگ در دست فلسطینیان به «موشک جواب موشک» در غزه و سایر مقاومتهاى اسلامى در برابر اشغالگران، الهام از انقلاب اسلامى بود.

ایران به دنبال ایرانى کردن اعراب یا شیعى کردن سایر مسلمین نیست؛ ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و احیاء امت اسلامى است. براى انقلاب اسلامى، کمک به مجاهدان اهل سنت سازمانهاى حماس و جهاد و مجاهدان شیعى حزب‌اللّه و امل، به یک اندازه واجب شرعى است و احساس تکلیف میکند. ملت و حکومت ایران با صداى بلند و قاطع اعلام میکند که به قیام ملتها (و نه به ترور)، به وحدت اسلامى (نه غلبه و تضاد مذاهب)، به برادرى مسلمین (نه به برترى قومى و نژادى)، به جهاد اسلامى (نه خشونت علیه بى‌گناهان)، ان‌شاءاللّه معتقد و ملتزم است.

براى سعادت همه‌ى ملتهاى مسلمان دعا کنیم و در کنار آن، وظیفه‌ى سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم و بدانیم که «و اللّه غالب على امره».(۴)

عباد اللّه اتّقوا اللّه و کونوا للظّالم خصما و للمظلوم عونا. اقول قولى هذا و استغفر اللّه لى و لکم.

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

اذا جاء نصر اللّه و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللّه افواجا.

فسبّح بحمد ربّک و استغفره انّه کان توّابا.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

۱) ابراهیم: ۲۴

۲) شرح نهج‌البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۹

۳) آل عمران: ۱۶۴

۴) یوسف: ۲۱

………………………………………………………..

 

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم

خوشامد عرض میکنیم به شما عزیزان، برادران، جوانان، و تبریک عرض میکنیم این ایام متبرک و پرخاطره را؛ هم عید شریف میلاد پیامبر مکرم و امام صادق (علیهما السّلام)، هم بیست و دوى بهمن، و هم نوزدهم بهمن، که یک خاطره‌ى فراموش نشدنى و یک نقطه‌ى درخشان در اوراق نورانى ایام انقلاب محسوب میشود.

بزرگداشت نوزده بهمن که ما اصرار داریم هر سال این بزرگداشت صورت بگیرد و در این سالهاى متمادى در چنین روزى ما با عزیزان نیروى هوائى دیدار کردیم و شنیدیم و گفتیم، فقط به منظور زنده نگهداشتن یک خاطره نیست – اگرچه خود زنده نگهداشتن خاطرات گرامى و باشکوه، یک ارزش است – آنچه براى ما مهم است، دو نکته‌ى دیگر است: یکى درس گرفتن و عبرت گرفتن از گذشته است. وقتى ما مثلاً خاطره‌ى نوزدهم بهمن را مرور میکنیم، یک درسى از این حادثه فرا میگیریم؛ آن درس، درس اقدام، ابتکار، ایستادگى، کار بهنگام و تأثیر آن در حرکت جامعه و کشور است؛ این یک عبرت شد. درست است که بدنه‌ى ارتشِ دوران قبل از انقلاب، بدنه‌ى طاغوتى نبود؛ سران طاغوتى بودند، بدنه جزو ملت بودند؛ این چیز روشنى است، براى ما از اول روشن بود، براى مردم هم در طول سالهاى متمادى واضح و روشن شد؛ لیکن بروز این مردمى بودن، نقش‌آفرینى در عرصه‌ى حرکت مردمى، یک چیز دیگر است. این نمیشد، مگر آن وقتى که از درون ارتش یک حرکتى که برجسته باشد، چشم‌نواز باشد، چشمگیر باشد، به وقوع بپیوندد؛ و نوزده بهمن این کار را انجام داد.

شما امروز وقتى به حادثه‌ى نوزده بهمن نگاه کنید، ممکن است اهمیت آن حادثه خیلى به چشم نیاید؛ ولى ما که آن روز بودیم، بنده که آن روز خودم ناظر این جریان بودم و در مدرسه‌ى علوى در جمع برادران نیروى هوائى حضور پیدا کردم و حرکت شجاعانه‌ى آنها را دیدم، احساس من و احساس افرادى از قبیل من که آن اوضاع را دیدند، احساس دیگرى است. حادثه‌ى نوزده بهمن یک خطشکنىِ بزرگ بود، یک کار عظیم بود. افسر، درجه‌دار و همافر بیایند، علناً و با صراحت با انقلاب هم‌آوائى کنند و نگاه کنند تو چشم نگهبانان رژیم طاغوت و به آنها «نه» بگویند؛ این خیلى کار بزرگى بود. این اقدام اثر خودش را بخشید. یک اقدام بجا و بهنگام کارى کرد که احساسات خفته و بدون تظاهر، آن کار را نمیتوانست انجام بدهد. در همه‌ى عرصه‌ها و زمینه‌ها، اقدام و ابتکار، یک چنین اثرى دارد. آن روز میدان و عرصه، آن میدان بود؛ در دوران جنگ، عرصه، عرصه‌ى دیگرى بود؛ امروز عرصه، عرصه‌ى دیگرى است. در هر برهه‌اى، در هر میدان و عرصه‌اى، حضور بهنگام، کار بهنگام، اقدام بموقع، میتواند چنان اثر بزرگى را داشته باشد. این یک.

دوم: ما از این حادثه درس بگیریم براى آینده؛ در گذشته متوقف نشویم. یکى از آفات اجتماعات و مجموعه‌ها و ملتها و گروه‌ها، متوقف ماندن در افتخارات گذشته است. هى افتخارات گذشته را به یاد خودمان بیاوریم، به آنها ببالیم، اما متناسب با آنها، در زمان حاضر، در حال، حرکتى انجام ندهیم. البته امروز نیروى هوائى و ارتش ما با آن روز قابل مقایسه نیست؛ زمین تا آسمان تفاوت پیدا کرده است. کارهاى بزرگى انجام گرفته، کارهاى ماندگارى انجام گرفته – در این شکى نیست – لیکن به آینده نگاه کنید. آینده، آینده‌ى مهمى است؛ آینده‌ى خطیرى است. یک کشور اگر بخواهد عزت خود را، هویت خود را، منافع خود را، امنیت خود را به دست بیاورد، احتیاج دارد به ابتکار، به کار. با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمیشود به اهداف عالى دست پیدا کرد. اینکه مى‌بینید جامعه‌ى اسلامى و کشورهاى اسلامى چند صد سال – دویست سال، سیصد سال – دچار عقب‌ماندگى شدند، که امروز چوب آن عقب‌ماندگى را همه‌ى ما داریم میخوریم، این به خاطر غفلتها بود. در اینجا، در منطقه‌ى غربى ما، در مناطق دیگر اسلامى، کبکبه‌ى ظاهرى حکومتها بود، اما حرکتِ متناسب با زمان و آینده نبود. دیگران علم آموختند، تجربه آموختند، فناورى آموختند، حرکت خودشان را براى فتح دنیا آغاز کردند؛ ما در شبکه‌ى صید آنها قرار گرفتیم، همه چیزمان را از دست دادیم. منظورم از «ما» فقط ایران نیست؛ ایران، کشورهاى منطقه، کشورهاى شمال آفریقا، کشورهاى شرقى ما؛ همه‌ى منطقه‌ى اسلامى دچار غفلت شدیم. این غافل شدن، به دبدبه و کبکبه‌ى ظاهرى دل‌خوش کردن، به فکر حرکت کردن نبودن، به فکر ساختن آینده نبودن، اینجور ضررهائى را دارد.

البته وقتى ملتها بیدار شدند، این بیدارى به دنبال خودش، به طور خودکار تحرکاتى را مى‌آورد؛ منتها سرعت و بُطئ دارد. این حرکتها میتواند حرکتهاى سریع و کارآمد و خوبى باشد که از متوسط سرعت دنیا پیشى بگیرد، میتواند حرکتهاى بطیئى باشد که باز به دیگران نرسیم؛ چون دیگران هم که بیکار نیستند. ما داریم کار میکنیم، تلاش میکنیم، همت میکنیم، میسازیم. مگر دیگران این کار را نمیکنند؟ دیگران هم در جبهه‌ى مقابل ما دارند همت میکنند، میسازند، تلاش میکنند. ما باید کارى کنیم که سرجمع تلاشهاى ما شتابى به ما بدهد که از شتاب جبهه‌ى مقابلمان بیشتر باشد؛ آن وقت میتوانیم به آینده امیدوار باشیم.

این توصیه‌ى همیشگى من است به همه‌ى جوانان این کشور، و امروز به شما عزیزان نیروى هوائى و به همه‌ى ارتش و به همه‌ى نیروهاى مسلح. هم در سازماندهى، هم در ساخت ابزار و تجهیزات و قطعات، هم در آموزش، هم در تربیت اخلاقى و تقویت آن عامل اصلى معنوى باید تلاش را مضاعف کنید. همه باید تلاش را مضاعف کنند؛ دولت، مسئولین، بخشهاى مختلف کشور، از جمله نیروهاى مسلح که یک بدنه‌ى عظیمى از اندامهاى مؤثر کشور را تشکیل میدهند. این تلاشها بایستى تلاشهاى هدفدار و پرمغز و پرمایه‌اى باشد.

خوشبختانه امروز حقانیت حرکت جمهورى اسلامى آشکار شده. شما مى‌بینید شعارهائى که تا دیروز ملت ایران بر زبان جارى میکرد، امروز در کل این منطقه همه‌گیر شده است. کشورهائى که جزو دنباله‌روان و پیاده‌نظامهاى حقیر جبهه‌ى استکبار بودند، امروز به همت مردمشان جزو نیروهاى ترقى‌خواه در کنار ملت ایران قرار دارند؛ همان هدفها را دنبال میکنند، همان شعارها را میدهند؛ این پیشرفت شماست؛ این معنایش این است که ملت ایران توانسته است در طول سه دهه براى خود یاورانى، همراهانى، همگامانى پیدا کند. ما نمیگوئیم این حرکتها را ما به وجود آوردیم؛ این حرف منطقى نیست؛ اما منطقى هم نیست که بگوئیم بیدارى یک ملت با این هیاهوى عظیمى که این بیدارى در طول این سه دهه ایجاد کرده، تأثیرى در بیدارى دیگران نداشته؛ این هم منطقى نیست، این هم کاملاً مسلّم است. امروز هم در دنیا تحلیلها و تفسیرها همه‌اش همین است؛ میگویند اینجا مادر بیدارى و حرکت اسلامى بود. همین روزها در تحلیلهاى تحلیلگران خارجى که در مطبوعات و رسانه‌ها و سایتهاى گوناگون خبرى منعکس میشود، روى همین معنا تکیه میشود. این، حقانیت حرکت ما را نشان میدهد.

حرکت نظام اسلامى و جمهورى اسلامى و انقلابى که این حرکت را به وجود آورد، به سمت یک هویت حقیقىِ ماندگارِ مستحکمِ قابل دوام و دفاع در مقابل تهاجمهاست؛ هویت اسلامى، اتکاء به خداى متعال، احساس عزت از مسلمان بودن، تکیه‌ى بر ظرفیتها و نیروهائى که خداى متعال به ما بخشیده است – چه نیروهاى شخصى یک‌یک ما، چه نیروهاى عظیم جمعىِ ملى، چه نیروهاى انسانى و چه نیروهاى طبیعى ما – و فراخوانى دنیا به سمت ارزشهاى معنوى.

دنیا از غرق شدن در مادیگرى سودى نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادى‌هاى جنسى سودى نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهاى مادى در اروپا به وجود آوردند – رهائى از معنویت، رهائى از قیود الهى – سودى نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومى را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهاى بعدى را بدرستى انجام دهد؛ در همه‌ى اینها ضرر کردند. بله، یک عده‌اى کمپانى‌دارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند – اینها بود – اما تمدن مادى غرب دستاورد بشرى نداشت، دستاورد انسانى نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعى را هم که در زیر سایه‌ى اینها و با تقلید از اینها زندگى کردند، خوشبخت نکردند.

پیام انقلاب اسلامى، پیام رهائى از این حرکت بدبختى‌زا و فلاکت‌آور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهى، در عین حال پرداختن به نیازهاى بشرى؛ همان چیزى که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهاى کاتولیکى و ارتدوکسى و سختگیرى‌هاى غلط، نه ولنگارى‌هائى که نقطه‌ى مقابل آن در جوامع غربى بر اثر حرکت مادى‌شان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معناى فراگیر و شاملى دارد. در همه‌ى زمینه‌ها عدالت – یعنى هر چیز را به جاى خود نهادن – باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانى؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء على النّاس».(۱)

امروز ملت ایران جزو پیشروان این حرکت است. جامعه‌سازى میکنیم، نظام‌سازى میکنیم، حرکت عمومى و مردمى داریم. سى و سه سال از انقلاب میگذرد. در هیچ جاى دنیا جشنِ یادبود و سالگرد انقلاب، اینجور مردمى نیست. این تنها انقلاب ماست که در هر بیست و دوى بهمنى، جشن را مردم میگیرند. در سرتاسر کشور میلیونها انسان به خیابانها مى‌آیند، تظاهرات میکنند، شعار میدهند؛ این در هیچ انقلابى وجود نداشته. انقلابهاى بزرگى بوده؛ بعضى از اینها را ما در زمان خودمان شاهد قضایایش بودیم، بعضى‌ها را هم در تاریخ خواندیم: سالگرد انقلابها بیایند، چند نفر آنجا بایستند، یک گروهى هم جلویشان رژه بروند، سلام نظامى بدهند. سالگرد انقلابها اینجورى برگزار میشد. یک جشنى بگیرند، یک عده‌اى دعوت بشوند، بخورند و بنوشند. برگزارى سالگرد انقلاب به وسیله‌ى خود مردم، مخصوص انقلاب اسلامى است. بیست و دوى بهمنِ هر سال، در آن سرماهاى گوناگون، گاهى برف، گاهى یخبندان، گاهى هواى سردِ سوزنده، مردم آمدند توى میدان؛ امسال هم به توفیق الهى، با هدایت الهى، با دست قدرت الهى، خواهید دید که باز مردم به میدان مى‌آیند. این حرکت، حرکت مردمى است؛ و این به توفیق الهى ادامه دارد. حرکتِ عمومى است در کشور، و نیروهاى مسلح یک بخش عمده‌اى از این حرکت مردمى را برعهده دارند.

من به همه‌ى جوانهاى عزیزمان در نیروهاى مسلح، در نیروى هوائى سفارش میکنم که به خودسازى بپردازند، به تربیت معنوى خود بپردازند؛ سطح آموزشها را، سطح سازماندهى را، انضباط را، آگاهى‌ها را، برادرى و مهربانى در بین رده‌هاى مختلف را هرچه میتوانند، تقویت کنند؛ اینها نشانه‌هاى ارتش اسلامى و دینى است. انضباط هست، برادرى بین رده‌هاى مختلف هم هست؛ انضباط هست، رقابت مثبت بین رسته‌هاى گوناگون و بخشهاى مختلف – فنى، پشتیبانى، رزمى – وجود دارد، اما با روح برادرى، همکارى، هم‌افزائى و صمیمیت؛ این آن خصوصیات یک مجموعه‌ى نظامىِ اسلامى است. و از همه بالاتر، روحیه‌ى آمادگى و فداکارى است؛ که این آن چیزى است که دیگر هیچ کس از جبهه‌ى دشمنان شما آن را ندارد. جوانهاى ما در دوره‌ى جنگ هم این را عملاً نشان دادند؛ بعد از جنگ هم تا امروز در هر جائى که لازم شده، این را ارائه کردند و نشان دادند. آنها حاضرند جانشان را کف دست بگیرند، بیایند وسط میدان؛ این آن چیزى است که خیلى ارزش دارد. این روحیه‌ى فداکارى و ایستادگى و حساب کردن پاى خدا را حفظ کنید؛ پاکیزگى و طهارت و تقواى معنوى را روزبه‌روز افزایش دهید؛ ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم از همه جهت به شما کمک خواهد کرد.

از خداى متعال میخواهیم ان‌شاءاللّه مسئولان نیروى هوائى، کارکنان نیروى هوائى، خانواده‌هاى محترمشان و فرزندانشان و همسرانشان را مشمول تفضلات خودش قرار بدهد و توفیق بدهد که در هر بخشى از بخشهاى این سازمان مهم و عظیم و تعیین‌کننده، افراد بتوانند وظائفشان را به بهترین وجهى ایفاء کنند.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته

۱) بقره: ۱۴۳

…………………………………………………………

 بیانات در سالروز میلاد نبی اکرم (ص) ۱۳۹۰/۱۱/۲۱

۱۷ ربیع‌الأول ۱۴۳۳؛ سالروز میلاد نبى‌اکرم(ص) و امام صادق(ع)؛ دیدار مسئولین نظام و میهمانان کشورهاى اسلامى

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

تبریک عرض میکنیم میلاد مسعود حضرت نبى اکرم (صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم) و حضرت امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) را به همه‌ى حضار محترم، برادران و خواهران عزیز؛ بخصوص به میهمانان محترم و عزیزى که از کشورهاى دیگر در این جلسه حضور دارند و شرکت کردند. و همچنین تبریک عرض میکنیم این پدیده‌ى فرخنده‌ى تاریخى عظیم را به همه‌ى امت اسلامى و همه‌ى بشریت و بخصوص به ملت عزیز و حاضر در صحنه‌ى کشور ایران.

امسال بحمداللَّه این دو حادثه‌ى بزرگ – یعنى این میلاد مسعود که مایه‌ى خیر و مفتاح حرکت عظیم تاریخى اسلام است، و حادثه‌ى پیروزى انقلاب اسلامى که یکى از آثار و ثمرات این حرکت عظیم اسلامى در تاریخ است – تقارن پیدا کرده است. ملت ایران دو عید را امروز جشن میگیرند؛ هم عید ولادت را و هم عید تولد انقلاب اسلامى را، که تولد انقلاب اسلامى در واقع یک ولادت جدیدى بود براى اسلام؛ در آن روزى که دنیاى مادى و قدرتهاى سلطه‌گر مادى با تلاشهاى ده‌ها ساله تصور میکردند که بساط دین و معنویت را و بخصوص اسلام را از عرصه‌ى زندگى انسانها جمع کردند، در یک چنین شرائطى این صداى عظیم، این غریو بزرگ و ماندگار تاریخى در این کشور به وجود آمد، بلند شد؛ هم دشمنان را دهشت‌زده کرد، دشمنان اسلام را، دشمنان استقلال ملتها را، دشمنان بشریت را؛ هم دوستان هوشمند و انسانهاى آگاه و بابصیرت را در همه‌ى دنیا امیدوار کرد. آن روزى که انقلاب اسلامى در ایران پدید آمد، هیچ کس در این دنیاى بزرگ گمان نمیکرد که پرچم اسلام بتواند اینجور، آن هم در یک چنین منطقه‌اى، در یک چنین کشورى که به طور دربست در اختیار سلطه‌گران بود، به اهتزاز در بیاید و این حرکت اسلامى بماند، رشد پیدا کند، در مقابل دشمنى‌ها بتواند مقاومت کند؛ هیچ کس در اطراف دنیا فکر نمیکرد.

دشمنان نظام جمهورى اسلامى به خودشان وعده میدادند که در ظرف یک ماه، دو ماه، یک سال حداکثر، نظام جمهورى اسلامى را از پا خواهند انداخت و همه‌ى تلاش را براى یک چنین مقصودى به کار بردند. واقعاً روزبه‌روزِ تاریخ انقلاب ما عبرت است؛ روزبه‌روزِ این سالهاى پرتحرک و پرتلاش که انقلاب اسلامى در ایران شروع شد، میتواند به صورت یک نشانه‌اى، یک تابلوئى، در مقابل چشم ملتها قرار بگیرد و مایه‌ى عبرت باشد. آن همه توطئه، آن همه فشار به شکلهاى گوناگون و ایستادگى ملت ایران با رهبرى آن مرد عظیمى که بلاشک لمعه‌اى و لمحه‌اى از انوار طیبه‌ى نبوتها در وجود او خداى متعال قرار داده بود. امام بزرگوار ما، این مرد بزرگ، دنباله‌ى همان راه را، همان کیفیت را، همان حرکت را به کار گرفت، ملت ایران هم وفادارى نشان دادند، صدق نشان دادند، در صحنه ماندند، فشارها را تحمل کردند، عزم و اراده‌ى خودشان را فائق کردند بر توطئه‌ى دشمن. لذا این شجره‌ى طیبه ماند، ریشه دواند، رشد کرد و ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز بر رشد و بر استحکام و قوّت و قدرت این بناى مستحکم افزوده خواهد شد. اینها همه از برکت اسلام است، همه از برکت ولادت امروز است.

ما مسلمانها براى اینکه راه هدایت را پیدا کنیم، کافى است شخصیت پیغمبر را بشناسیم. عقیده‌ى ما البته این است که همه‌ى بشریت از وجود پیغمبر باید استفاده کنند و میکنند، اما اولى به استفاده، ما امت اسلامى هستیم. این موجود عظیم، داراى خُلُق عظیم، این شخصیتى که خداى متعال او را براى بزرگترین رسالت دوران تاریخ بشر تربیت کرد که امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: «انّ اللَّه عزّ و جلّ ادّب نبیّه فاحسن ادبه فلمّا اکمل له الادب قال انّک لعلى خلق عظیم ثمّ فوّض الیه امر الدّین و العباد لیسوس عباده»؛ خداى متعال این شخصیت عظیم را پرورید، تربیت کرد، رشد داد، همه‌ى لوازم یک کار عظیم تاریخى را در این وجود مطهر و مقدس فراهم کرد، بعد این بار سنگین را بر دوش او گذاشت؛ این بار سنگین رسالت تاریخى را. لذا امروز که روز هفده ربیع‌الاول است، روز ولادت نبى مکرم است، شاید بتوان گفت بزرگترین عید بشریت در طول تاریخ انسانى است که یک چنین انسان عظیمى را خداى متعال هدیه کرد به بشر، به تاریخ بشر؛ و این بزرگوار هم به لوازم این کار قیام کرد.

امروز ما مسلمانها بر روى شخصیت پیغمبر اکرم اگر تمرکز کنیم، دقت کنیم، بخواهیم درس بگیریم، براى دین و دنیاى ما کافى است. براى بازگشت عزت ما نگاه کردن به این وجود و یاد گرفتن از او و درس گرفتن از او کافى است. مظهر علم بود، مظهر امانت بود، مظهر اخلاق بود، مظهر عدالت بود. بشر به چى احتیاج دارد؟ نیازهاى بشرى همینهاست. اینها نیازهایى است که در طول تاریخ بشر تغییر پیدا نکرده است. این همه تحولات و تطورات در زندگى انسانها از اوّلى که بشر به وجود آمد تا امروز – که اوضاع و احوال زندگى را، تشکیلات زندگى را دستخوش تغییرات گوناگونى کرده است – خواسته‌هاى اصلى بشر تغییر پیدا نکرده است. از اول تا امروز بشر به دنبال امنیت و آرامش بوده است، به دنبال عدالت بوده است، به دنبال اخلاق نیک بوده است، به دنبال ارتباط مستحکم با مبدأ آفرینش بوده است. اینها خواسته‌هاى اصلى بشریت است که از فطرت انسان بر میخیزد. مظهر همه‌ى اینها پیغمبر اکرم (صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم) است. ما امت اسلامى امروز احتیاج داریم، به همه‌ى این خصوصیات احتیاج داریم. امت اسلامى امروز به پیشرفت علمى نیاز دارد، به ثقه و اطمینان به خداى متعال نیاز دارد، به روابط سالم و اخلاق حسنه در میان خودمان احتیاج داریم، باید با هم برادرانه رفتار کنیم، باید با هم با گذشت رفتار کنیم، باید نسبت به یکدیگر حلم داشته باشیم، باید با اغماض برخورد کنیم. مظهر همه‌ى این خصوصیات پیغمبر اکرم است. علم او، حلم او، اغماض او، رحمت او و تودّد او با ضعفا، عدالت او نسبت به همه‌ى آحاد جامعه، مظهر اینها پیغمبر است. درس بگیریم از پیغمبر؛ به اینها احتیاج داریم ما. امروز ما احتیاج داریم به اطمینان به خداى متعال، وثوق به خدا، اطمینان به وعده‌هاى الهى. خداى متعال به ما وعده کرده است؛ فرموده است اگر مجاهدت کنید، اگر تلاش کنید، خداى متعال شما را به مقصود میرساند و شما در سایه‌ى ایستادگى، به اهداف خود دست پیدا میکنید. در مقابل شهوات دنیائى احساس ضعف و زبونى نکنیم؛ در مقابل مال، در مقابل مقام، در مقابل وسوسه‌هاى گوناگون نفسانى احساس ضعف نکنیم؛ ایستادگى کنیم. اینهاست آن چیزى که بشریت را به اوج کمال میرساند، یک ملت را عزت میبخشد، یک جامعه را به خوشبختى و سعادت واقعى میرساند. به اینها ما احتیاج داریم؛ مظهر همه‌ى اینها پیغمبر ماست.

این زندگى نبى مکرم است، آن دوران کودکى‌اش است، آن دوران جوانى‌اش است، قبل از بعثت. امانت او به جورى است که همه‌ى قریش و همه‌ى عربى که او را میشناختند، به او لقب «امین» دادند. انصاف او نسبت به افراد و نگاه عادلانه‌ى او نسبت به افراد جورى است که وقتى میخواهند حجرالاسود را به جاى خود نصب کنند، و طوائف عرب، قبائل عرب با هم مناقشه دارند، نزاع دارند، او را به عنوان حَکم قرار میدهند؛ در حالى که یک جوانى است. این نشان‌دهنده‌ى نگاه منصفانه‌ى او به همه است که همه این را میدانستند. او را صادق میدانستند، او را امین میدانستند. این دوران جوانى‌اش است. بعد هم دوران بعثت؛ آن از خودگذشتگى، آن مجاهدت، آن ایستادگى. همه‌ى بشرِ آن روز که با او مواجه بودند و در مقابل او بودند، نقطه‌ى مقابل او حرکت میکردند و ضدیت با او میکردند. این همه فشار، این سیزده سالِ مکه، چه سالهاى سختى بود؛ پیغمبر ایستاد و ایستادن او مسلمانهاى مقاوم و مستحکمى به وجود آورد که هیچ فشارى روى آنها اثر نمیکرد. اینها درس است براى ما. بعد هم جامعه‌ى مدنى را تشکیل داد، ده سال بیشتر هم حکومت نکرد. اما پى‌ریزى یک بنائى را کرد که در طول قرنهاى متمادى، قله‌ى بشریت در علم، در تمدن، در پیشرفت معنوى، در پیشرفت اخلاقى، در ثروت، همین جامعه بود؛ جامعه‌اى که پیغمبر طراحى کرده بود و او پى‌ریزى کرده بود.

خب، مسلمانها بعد از او سستى‌هائى به‌خرج دادند، ضربه زدند؛ ما مسلمانها به دست خودمان خودمان را عقب انداختیم. حالا هم به دست خودمان باز دنبال او حرکت کنیم، پیش برویم. امروز امت اسلامى احتیاج به اتحاد دارد، احتیاج به تراحم دارد، احتیاج به تعارف دارد. امروز با این قیامهائى که در دنیاى اسلام و در جهان عرب به وجود آمده است، این بیدارى ملتها، این حضور ملتها در صحنه، این عقب‌نشینى‌هاى پى‌درپى آمریکا و دستگاه‌هاى استکبارى، این ضعف روزافزون رژیم صهیونیستى، اینها براى ما مسلمانها فرصت است؛ براى امت اسلامى فرصت است. به خودمان بیائیم، درس بگیریم و شکى نیست که ان‌شاءاللَّه با همت امت اسلامى و بزرگان، روشنفکران، نخبگان علمى، سیاسى، دینى، این حرکت ادامه پیدا خواهد کرد و دنیاى اسلام روزِ عزت خود را ان‌شاءاللَّه بار دیگر خواهد دید.

از خداوند متعال مسئلت میکنیم که این حادثه را، این روز را هرچه نزدیکتر کند و به همه‌ى ما توفیق بدهد که در این حرکت سهیم و شریک باشیم.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

………………………………………………..

 بیانات در دیدار مردم آذربایجان ۱۳۹۰/۱۱/۲۶

در آستانه‌ى سالروز قیام ۲۹بهمن تبریز

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

خوشامد عرض میکنم به همه‌ى برادران و خواهران عزیز که این راه طولانى را در این هواى سرد از تبریز و برخى شهرستانهاى دیگرِ آذربایجان قبول زحمت کردید و فضاى حسینیه‌ى ما را امروز با حضور خودتان، فضاى معنوى و ملکوتى و عاطفى قرار دادید؛ تشکر و سپاسگزارى میکنم. هر سال بیست و نهم بهمن براى این بنده‌ى حقیر این یادبودِ مطلوب و شیرین را همراه دارد که در این مکان محدود با جمعى از عزیزان خود، جوانان عزیز، مردان دلاور و غیور از خطه‌ى آذربایجان ملاقات میکنیم؛ براى من بسیار شیرین و مطلوب است این دیدار. از خداوند متعال مسئلت میکنیم روز به روز تفضلات خود، هدایتهاى خود، دستگیرى‌هاى خود را نسبت به شما مردم عزیز روزافزون بفرماید و ان‌شاءاللَّه همه‌ى شما به چشم خود آینده‌هاى روشن‌ترى، شیرین‌ترى، مطلوبترى را در خطه‌ى ایران عزیز مشاهده کنید.

آنچه که درسهاى گوناگون و عبرتهاى گوناگون انقلاب و نظام جمهورى اسلامى به ما مى‌آموزد، مطالب فراموش نشدنى و ماندگارى است که قدم به قدم ملت ما را، مسئولین ما را، شما عزیزان را، بخصوص جوانان را به سوى قله‌هاى بلند هدایت میکند. عبرتهاى ما این را میگوید، تجربه‌هاى ما و مشهودات ما، نه فقط معلومات ما، بلکه آنچه به چشم مى‌بینیم، ما را به این حقیقت راهنمائى میکند. یک نمونه که من لازم میدانم مطرح کنم، همین راهپیمائى عظیم ملت ایران در بیست و دوم بهمن امسال است. همه گفتند امسال از سالهاى قبل جمعیت بیشتر بودند، پرشورتر بودند، شادمان‌تر بودند. چرا؟ این خبرِ یک نفر و دو نفر نیست؛ در تهران، در شهرستانها، در تبریز، اصفهان، مشهد و بقیه‌ى شهرهاى بزرگى که ما از آنها خبر داریم، قضیه اینجور است. سؤال این است که چرا؟ امسال چه خبر بود که مردم از سالهاى دیگر گرمتر، گیراتر، مشتاقتر، پرشورتر این صحنه‌ى عظیم مردمى را انباشتند و پر کردند؟ پاسخ سؤال براى ما درس‌آموز است؛ پاسخ این است که ملت ایران امسال احساس کرد که کشورش، نظامش، اسلام عزیزش به این حضور احتیاج دارد. یک جبهه‌ى دشمنِ عنودِ شریر که همه‌ى دستگاه‌هاى ارتباطى دنیا و رسانه‌هاى دنیا در مشت اوست و بسیارى از سیاستمداران دنیاى غرب دست‌نشانده‌ى این جبهه‌ى شریر هستند، یعنى جبهه‌ى سرمایه‌داران، کارتل‌داران، تراست‌داران، کمپانى‌داران بزرگ، سرمایه‌داران خونخوار و صهیونیستها، شبکه‌ى صهیونیست جهانى که اغلبِ رسانه‌هاى دنیا و رسانه‌هاى فوق مدرنِ امروز مثل این کانالهاى تلویزیونى و بیشتر از همه کانالهاى اینترنتى در اختیار اینهاست؛ متعلق به آنهاست. اینها از مدتها قبل، از ماه‌ها قبل تبلیغات خود را روى این نقطه متمرکز کردند که ملت ایران نسبت به نظام، نسبت به اسلام، نسبت به هدفهاى اعلام شده، سست شده است. این را هى تبلیغ کردند و به طور مداوم در بوقهاى تبلیغاتى خودشان این حمله را تشدید کردند که به ملت عزیز ما بباورانند این دروغ بزرگ را. هدف چى بود؟ هدف این بود که عملاً ملت شجاع ایران، ملت مؤمن ایران، ملت امتحان‌داده‌ى ایران در عرصه‌هاى سخت و بزرگ، سست بشود. وقتى ملت سست شد، کشور بى‌دفاع میشود؛ وقتى ملت در صحنه نبود، مسئولین تنها میمانند. هیچ مجموعه‌ى سیاسى‌اى در دنیا بدون پشتوانه‌ى ملتهاى خودشان نمیتوانند کار کنند، پیش بروند. اینها این غرض را داشتند. روى خصوص بیست و دوى بهمن هم تکیه کردند، انواع و اقسام حیله‌هاى تبلیغاتى را به کار بردند تا شاید بتوانند این صحنه‌ى حضور را خلوت کنند، خاموش کنند، بى‌رونق کنند؛ مردم این را فهمیدند. آنچه که انسان را به اعجاب وادار میکند، آنچه که انسان را در مقابل عظمت این ملت کوچک میکند که چقدر این ملت با عظمت است، همین بصیرت و موقع‌شناسى ملت ایران است. …(۱) این بصیرت بى‌نظیر مردمى، این موقع‌شناسى انسان را دچار اعجاب میکند. این است که ملت را نگه داشته است، این است که کشور را حفظ کرده است. ملت ایران فهمید که امروز دشمن این هدف را دارد؛ با عمل خود، توى دهن دشمن زد؛ با حضور خود، تبلیغات دشمن را خنثى کرد. نوجوان، جوان، پیر، کهنسالِ از کارافتاده، زن و مرد، در همه‌ى کشور آمدند توى عرصه و صحنه‌ى حضور. طبق گزارشى که به من دادند – گزارش موثق – اقلاً در هشتصد و پنجاه شهر کشور این تظاهرات با همین شکل گسترده وجود داشته است که تلویزیون قادر نیست این همه را نشان بدهد. این ملت ایران است، این بصیرت است، این موقع‌شناسى و حضور این ملت است. این ملت شکست نخواهد خورد. آنهائى که باید پیام را بگیرند، گرفتند. آنهائى که در مغزهاى الکلىِ آفت‌دیده‌ى خود خیالاتى براى ملت ایران در سر میپختند، آنها فهمیدند در ایران چه خبر است. البته در تبلیغات سعى کردند نگذارند این حقیقت منعکس بشود، اما آنى که باید بفهمد، فهمید. دستگاه‌هاى اطلاعاتى دشمنان ما و سیاستگذاران اصلى در کشورهاى معارض با جمهورى اسلامى، فهمیدند که ملت قهرمان ایران اینجور در صحنه است؛ این جور وسط میدان حاضر است. البته خواستند نگذارند افکار عمومى دنیا بفهمد. این هم رسواکننده‌ى آنهاست؛ اینها همان کسانى هستند که مدعى آزادىِ ارتباطات و اخبار و اطلاعاتند، ادعا میکنند که ما خبر را پنهان نمیکنیم، خبر را مستور نگه نمیداریم، سانسور نمیکنیم. خب، اگر سانسور نمیکردند، این جمعیت ده‌ها میلیونى راهپیمائى سراسر کشور را نمیگفتند در تهران هزاران نفر آمدند! اینها هزاران نفر بودند؟! جمعیت میلیونى حاضر در عرصه، در روز بیست و دوى بهمن در تهران هزاران نفر بودند؟! گفتند در کل کشور ایران، صدها هزار! اینها صدها هزار نفر بودند؟! در هر کدام از شهرهاى بزرگ کشور صدها هزار جمعیت جمع شدند، ده‌ها میلیون انسان آمدند توى صحنه. تبلیغات اینجورى است. خب، ما دروغ و تقلب و خدعه و تزویرهاى حقارت‌آمیز را از دشمن کم ندیدیم؛ از اول انقلاب تا امروز همیشه همین جور بوده؛ باز هم همین جور خواهد بود، لکن هدف آنها برآورده نمیشود.

پیام صادقانه‌ى یک ملت وقتى از دل برآمد، این کار خودش را خواهد کرد. بارها گفتیم، احساس حضور، احساس انقلابى‌گرى، احساس حرکت که با عزم راسخ همراه است، مثل هواى خوش بهارى در همه جا نفوذ خواهد کرد؛ آرام آرام همه را بهره‌مند خواهد کرد. بفرمائید، این نمونه‌اش در شمال آفریقا و در همه‌ى کشورهاى عربى و در همه‌ى دنیاى اسلام و در دل هر مسلمان صاحب فکر و هوشمند در اقلیتها – اقلیتهائى که در کشورهائى هستند؛ مسلمانها اقلیتند – و در کشورهاى اسلامى، که یکایک دلها در طول این سالهاى متمادى بتدریج احساس هویت میکنند، احساس شخصیت میکنند. اسلام در حرکت عظیم خود به یک نقطه‌ى حساس رسیده است. نسلهاى آینده خیلى چیزهاى بزرگ و مهمى را مشاهده خواهند کرد، دنیا از این رو به آن رو خواهد شد. این سیاستهاى مسلطِ مادىِ مستکبرانه که ملتها را به بند کشیدند، اینها بتدریج مضمحل خواهد شد، آب خواهد شد، نابود خواهد شد؛ این آینده‌ى دنیاست. کانون اصلى هم اینجاست، جوشش اوّلى هم از اینجا شروع شده است و این ملت ایستاده است. نکته‌ى این، ایستادگى و استقامت است. عزیزان من! جوانان من! مردان و زنان غیور تبریز و آذربایجان! نکته‌ى اصلى، در این ایستادگى است. ما چرا بیست و نه بهمن را هر سال گرامى میداریم؟ مسئله این نیست که ما میخواهیم در گذشته توقف کنیم. خیلى از شما جمعیتى که اینجا هستید و خیلى از جوانان آذربایجان و شهر تبریز، آن روز را ندیدند، درک نکردند، آن روز در دنیا نبودند؛ اما گرامى میدارند. این توقف در گذشته نیست، این نشان‌دادن خط حرکت صحیح به سمت آینده است.

و اما تبریز و آذربایجان. مکرر عرض کردیم مردم آذربایجان و به طور مشخص مردم تبریز و بسیارى از شهرهاى دیگر آذربایجان، اینها کسانى هستند که از بیش از صد سال قبل در عمده‌ترین حوادث و تحولات مثبت این کشور در صف اول قرار داشتند و نقش‌آفرینى کردند؛ از تحریم تنباکو که مرحوم حاج میرزا جواد مجتهد تبریزى وارد میدان شد تا نهضت مشروطیت – چه نهضت مشروطیت اول، چه آنچه که بعد از استبداد صغیر پیش آمد – کانون جوشش مبارزات، آذربایجان بود، شهر تبریز بود. قهرمانان نامدار تبریز توى جیبشان نامه‌ها و احکام علماى بزرگ را داشتند؛ به آنها استناد میکردند، تصریح میکردند، امثال ستارخان و باقرخان؛ حالا غیر از علماى بزرگى که در این نهضت حضور داشتند. حتّى امثال این قهرمانان و رزمندگان دلاور آذربایجان تصریح میکردند که پیرو علماى دین و پیرو احکام مراجع تقلیدند؛ این آثار و اسناد مسلّمِ باقیمانده‌ى از آن روز این را به ما میگوید. اینجور نبود که این حرکت یک حرکت بى‌جهت و خودبخودى باشد؛ حرکت دینى بود، از روى احساس غیرت دینى بود. همه متدین بودند در سرتاسر کشور، منتها بعضى از نقاط به خاطر خصلتهاى بومى – آن غیرت، آن شجاعت، آن مردانگى – این حرکت دینى را برجسته‌تر کردند؛ تبریز و آذربایجان اینجور بوده.

بعد از آنى که نهضت اسلامى شروع شد از پانزده خرداد سال ۴۲ همین جور بود. از آنجا علمائى زندانى شدند، تبعید شدند، به زندان تهران آورده شدند. در طول این سالها هم همین جور بود. در شروع انقلاب هم خب، بیست و نه بهمن یک شاخص عمده است، یک سنگ نشان است در این جاده‌ى عظیم حرکت مردم ایران. من مکرر گفتم، نمیخواهم تکرار کنم؛ اگر بیست و نه بهمن نبود، نوزده دى قم معلوم نبود بتواند این اثر را بگذارد. حرکت بیست و نه بهمن تبریزى‌ها بود که خون شهداى مظلوم نوزده دى قم را جوشاند، زنده کرد، پیام آن را به همه‌ى دنیا رساند، به همه‌ى کشور رساند. حرکت مردم تبریز اینجور اثرگذار بود. بعد هم مسائل انقلاب، مسائل جنگ.

اولین امام جمعه‌ى شهید و شهید محراب از تبریز بود؛ از پنج شهید محراب، دو نفرشان مال تبریزند. در بین لشکرها، در بین سردارها، لشکر عاشورا و رزمندگان آذربایجانى و تبریزى و سرداران آنها جزو برجستگانند. یک لشکر مجموعه‌اى از جوانهاست، همه‌ى مردم تو لشکر نیستند؛ اما اگر همه‌ى مردم در راه نباشند، همه‌ى مردم دلشان در این جهت نباشد، یک لشکر دلاورِ قهرمانى مثل آن لشکر به وجود نمى‌آید. جنازه‌ى شهدا را هى بیاورند، تشییع کنند، هى مردم مشتاقتر بشوند؛ پدر مادرها جوانهاشان را بیشتر بفرستند جبهه؛ اینها همه معنا دارد. اینها همان راز موفقیت ملت ایران است.

عزیزان من! ما ملت ایران در دوران رژیم پادشاهى تحقیرشده بودیم، ذلیل‌شده بودیم. ما را تحقیر میکردند، حق ما را میخوردند، نفت ما را میبردند، استعداد ما را در جوانهاى ما خفه میکردند، در علم عقب ماندیم، در فناورى عقب ماندیم، در سیاست‌ورزى بین‌المللى عقب ماندیم، در تأثیرگذارى بر روى ملتهاى جهان عقب ماندیم؛ ملت ایران را در بند و زنجیر کردند. ملت حرکت کرد، راه را عوض کرد. آنچه را که امروز ملت ایران داعیه دارد، عبارت است از مبارزه‌ى با ظلم جهانى، مبارزه‌ى با استکبار جهانى؛ البته این براى خود ملت برکات دارد. وقتى که یک ملت مى‌ایستد، از شبکه‌ى پرهیمنه‌ى پرهیاهوى دشمن واهمه نمیکند، علمش هم پیش میرود، اقتصادش هم پیش میرود، مسائل اجتماعى‌اش هم پیش میرود، جوانش هم آگاه میشود؛ بر روى ملتهاى دیگر هم اثر میگذارد؛ فکرش، دینش، شعارش، دنیا را فرا میگیرد. شعارهائى که ما یک روز مظلومانه در اینجا سر میدادیم، ملت ایران تنها بود، امروز شعارهاى تقریباً همه‌جائى در دنیاى اسلام شده. یک ملت میتواند اثرگذار باشد و میتواند خودش را مستحکم کند. این استحکام ادامه پیدا خواهد کرد. ما ان‌شاءاللَّه در علم پیشرفت میکنیم، در اقتصاد پیشرفت میکنیم، در سازندگى پیشرفت میکنیم. این ملت، این جوانان، این همتها، این استقامتها، کشور را مثل دسته‌ى گل خواهد ساخت و ان‌شاءاللَّه الگوئى خواهد شد براى دنیاى اسلام. آنچه که ما لازم است دنبال بکنیم همین است که خط صحیح، صراط مستقیم، صراط اللَّه، راه خدا، راه اسلام، راه دیانت، راه شریعت را دنبال کنیم؛ هوشیار باشیم، بیدار باشیم، به وظائفمان عمل کنیم.

پس فردا، یعنى دو هفته‌ى دیگر تقریباً، انتخابات است. همان عروسکهاى خیمه‌شب‌بازىِ همیشگى در رسانه‌هاى دنیا به کار افتادند که این انتخابات را بى‌رونق کنند. من عرض میکنم؛ عرض کردم، باز هم تکرار میکنم: حضور مردم در انتخابات میتواند کشور را پیش ببرد، از شر دشمن محفوظ و مصون نگه دارد؛ دشمن را در توطئه‌هاى خودش دچار تزلزل و تردید بکند؛ دشمن را وادار به عقب‌نشینى کند. انتخابات پرشور، مشت محکمى به دهان دشمن است.

خدا با شماست، خدا با شماست. «من کان للَّه کان اللَّه له»؛ وقتى ملت در راه خدا حرکت میکند، خدا به او کمک میکند، سنتهاى الهى به او کمک میکنند. دلهاى مردم دست خداست. این عزم و اراده‌هاى راسخ، مصنوع ید قدرت الهى است و ان‌شاءاللَّه خداى متعال در این انتخابات هم به این مردم کمک خواهد کرد. ان‌شاءاللَّه انتخابات مجلس نهم پر شور، با احساس، با بصیرت، با حضور فراوان مردم انجام خواهد گرفت تا به توفیق الهى مجلس خوبى نصیب مردم بشود. نمایندگان خوبى ان‌شاءاللَّه به انتخاب شما مردم بیایند و وارد این میدان کار بشوند، وارد این میدان خدمت بشوند. … چخ ممنون …(۲)

از خداوند متعال توفیقات شما را مسئلت میکنیم، ان‌شاءاللَّه خداى متعال همیشه شما را مستدام و با نشاط بدارد و مورد تأیید خود قرار بدهد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

۱) آذربایجان اویاخدى، انقلابا دایاخدى (آذربایجان بیدار است، حامى انقلاب است)

۲) آذربایجان جانباز، خامنه‌اى دن آیریلماز (آذربایجان جانباز از خامنه‌اى جدا نمیشود)

………………………………………………………..

انتصاب حجت الاسلام خاتمی به نمایندگی ولی فقیه امام جمعه زنجان ۱۳۹۰/۱۱/۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت‌الاسلام حاج شیخ علی خاتمی دامت افاضاته

با تشکر و تقدیر از جناب حجت‌الاسلام آقای واعظی دامت افاضاته که سالهائی در زنجان در سنگر امامت جمعه خدمت کردند، جنابعالی را به عنوان امام جمعه و نماینده‌ی خود در آن شهر و استان منصوب میکنم.

مردم شریف و متدین و انقلابی و وفادار آن استان در همه‌ی دورانهای نظام جمهوری اسلامی نقش آفرینِ خدمات ماندگار و برجسته بوده و همواره حضور نمایان در همه‌ی عرصه‌های مهم داشته‌اند. از جنابعالی که بحمدالله مزین به علم و عمل میباشید انتظار میرود که در این سنگر مهم از همه‌ی ظرفیت‌های علمی و انقلابی و اجتماعی، برای خدمت به آن مردم شریف بخصوص جوانان عزیز استفاده نموده به وظائف خطیر عالمان متعهد و بصیر عمل نمائید.

و السلام علیکم و رحمةالله

سیّدعلی خامنه‌ای

۲۵/بهمن/۱۳۹۰

…………………………………………….